دستمال

سلام

دیروز سوار ماشین که شدیم دیبا به راننده گفت مامانم گفته بهتون سلام کنم. اونهم کلی مشعوف شد.بعد این مکالمه رو داشتند با هم

دیبا پرسید: اسم خواهرت چیه ؟ - نسرین

اسم بابات چیه: - علی   من گفتم دیبا جان دیگه ازشون نپرس. راننده گفت نه خانم اجازه بدین بچه کنجکاویش رفع بشه.

اسم مامانت چیه؟ نسا

اسم عموت چیه؟- حسین

اسم خاله سمیرات چیه؟40.gif     من : 09.gif

بعد هم گیر داده بود که چرا این آقا کاپشن نپوشیده.

یه خورده آب بینی اش روان شده بود. داشتم لباسشو عوض می کردم ضمن اینکه یقه شو در می آوردم سعی کرد بینی اش رو هم تمیز کنه. من نعره زدم که با لباست نباید تمیز کنی . گفت با کاپشنم باید تمیز کنم ؟؟؟؟؟؟

داشت ته ظرف بادام سوخته رو می خورد. بهش گفتم اینها آشغال است نخور. در همین حین دایی زنگ زد. از دیبا پرسید چکار می کردی ؟؟ دیبا گفت داشتم آشغال می خوردم!!!!!!!!

خداحافظ   بیاعلی( یا علی ) 

فال حافظ امروز

تو مگر بر لب آبی به هوس ننشینی

ورنه هر فتنه که بینی همه از خود بینی

 

/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ننه گلی

سلام همين فقط بلدی ايراد بگيری دوستم بجای غر زدن يه دستمال کاغذی بده دست بچه در ضمن از شما که کاری بر نمياد شايد ديبا بخواد يه فکری به حال خالش بکنه

مريم مامان مهديار کوچولو

سلام خيلی حيف شد کهمن ديروز نديدمتون ولی ما ساعت ۳۵/۷ دقيقه از بوستان رفتيم بيرون شما بقيه رو ديدين؟ من چون مهديار يه ۵ دقيقه ای اونجا گم شد خيلی دنبالش گشتم. حالم بد بود ترجيح دادم تا بدتر نشدم زود برم. ايشالا دفعه بعد می بينيمتون. کادوی ديبا جونم روی دستمون مونده

مامان اكرم

سلام قضيه آشغال خورون خيلي باحال بود. يه دفعه هرهر شروع كردم به خنديدن. البته خوبي‌اش به اينه كه كسي توي اتاق نيست. ممنون از تبريكت. براي خودت و دخترك‌هاي نازنينت و همسر گرامي آرزوي خوشبختي و موفقيت دارم

ونوشه مامان سارا

سلام خانمي كلي در مورد آموزش رانندگي با همسرم حرف زديم فكر كنم از ته دل حسابي خنديد . خدا دخترهاتون رو حفظ كنه

محيا

من هر دفعه کلی می خندم به حرفاش...خدا حفظشون کنه...

پرديس

می گم که حالا چرا اين بچه رو اين قدر با صنف راننده مواجه می کنی؟ بيچاره بچه هی بايد با راننده ها حرف بزنه بعد تو می گی پاک کن بيارم پاک کنم و از اين حرفا ولی خيلی باحال بود. راستی اسم خودت چيه؟

سارا

يعنی من هربار اين صفحه رو باز ميکنم غش ميکنم از خنده يه نوار کاست دارم از بچه گيهام.خاله ام صدای من و داداشم رو ضبط کرده.تقریبا ۳ سالم بوده.يه جا ازم میپرسه سارا جون امروز که اومدی اينجا٬ خاله چی داد بهت بخوری؟ منم ميگم: شوشولات٬٬کیک٬آشغال٬ .....