کلک زدیم

سلام

یه پالتو برای دیبا گرفتم که کلا نگاهش نمی کرد. امروز صبح به زور پوشید . بعد هم باباجون رو صدا زدم که ببینه با این توضیح که می بینی بابا حواسم نبود اشتباهی پالتوی پسرونه براش گرفتم!!!!!!!!!! باباجون هم گفت ای وای چرا موقع خرید دقت نمی کنی؟ این چه اشتباه بزرگی بود که کردی؟ گفتم حالا امسال رو بپوشه برای سال بعد یه فکری می کنم!!!!! بعد دیبا با افتخار هرچه تمامتر با پالتوی جدید راه افتاد که بره مهد.

صبح دیبا گیر داده بود که امروز می خوام سارافون بپوشم. منهم دیشب سارافونهاشو چک کردم ٢ تا نپوشیده داشت که خیلی بهش نمی اومد. برای همین براش یه دامن گذاشتم. ولی صبح داد و بیداد که من همونها رو می خوام . پرند از خواب بلند شد و گفت اشکالی نداره مامان ! بگذار سارافون بپوشه بعد مریض میشه می بریمش دکتر. 

یه لباس برای پرند گرفتم فکر کنم کلا ۵ بار نپوشیده. دیروز میگه این لباس خیلی قدیمی شده . هم شلوارش سوراخ شده و هم بلوزش کثیفه. این رو بنداز بیرون دیگه!!!!!

خودم نوشت: امروز به شدت کار دارم و در ضمن از ١ بعداز ظهر تا ٧ شب هم باید ٣ جا سر بزنم. بعد دیشب از شدت استرس  فکر کنم ساعت ٩ روی لپ تاپ خوابیدم و صبح هم ٧.۵ از خواب پریدم. ببینید استرس با من چه می کنه!!!!!!!!!!!

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

 

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدف مامان آیرین

منم دارم می رم ماوریت کلی استرس دارم ومی خوام برم بلوچستان می ترسم ب.م. ب...............[نگران]

فرناز ( مامان دینا )

سلام مامانی . چقدر استرس کاری . روی لپ تاپ خوابیدی [تعجب] عجب دردسری داری سر لباس پوشیدن این دو تا وروجک . خدا بهت صبر بده خواهر[پلک]

آرین و مامانی

معلومه حسابی فکرت درگیره که کاپشن پسرونه برا دخملمون گرفتی حق داره ناراحت باشه مامانش حواست رو جمع کن باشه[ماچ]

زمانه مامان پرهام

سلام عزیزم! پالتوش مبارم کلک خوبی سوار کردی که بپوشه این استرست من کشته که راحت خوابیدی[قهقهه] ببوس دختر خوشگلا را

نازنین مامان آرتین

خواهش می کنم واسه این استرست یه کاری بکن ...خطرناکه برات ها ....[خنده]

مامان روژین

بازم خوبه با اینهمه استرس خوابت برده [نیشخند] دیگه آخر زرنگی به اسم پسرونه بچه رو گول میزنید با دل و جون بپوشتش[عصبانی]

شارلوت

سلام دوست عزیز خوشحال می شوم از بلاگ ما نیز دیدن فرمائید.[گل] Charlotteiran.blogfa.com

مهسا

سلام مامان دیبا و پرند وبلاگتون انقد قشنگ بود که نا خوداگاه همه آرشیوتونو خوندم یه سوال جالب شما چجوری از پس زبون دیبا بر می آیند؟ ماشاالله خیلی شیرین زبونه خوشحال میشم به من سر بزنید البته نمیدونم چرا خانم هایی که ازدواج کردن به وبلاگ مجردها نمیان و خودشونو انقد میگرین امیدوارم تو بلاگم ببینمتون[ماچ][ماچ] یکی پرند یکی دیبا جون