سلمونی

سلام
چهارشنبه دیبا رو می خواستم ببرم آرایشگاه که موهاشو کوتاه کنم . اونهم اصرار که من آرایشگاه نمیام. من پسرم و باید برم سلمونی!!!!! با بدبختی و با کلی خوراکی بردمش اونجا و بیچاره کرد ما رو تا موهاشو کوتاه کردیم. البته خانم آرایشگر با ترفند خاصی گفت که من مانی رو می شناسم و اونهم با مامانش میاد اینجا و من موهاشو کوتاه می کنم. خلاصه این ترفند جواب داد و موفق شدیم.66.gif
پنجشنبه داشتم خونه رو جارو می کردم اومد و گفت بده من. منهم جارو رو بهش دادم و رفتم روی مبل نشستم. گفت می خواهم اینجا رو تمیز کنم بلند شو. منهم جابه جا شدم و رفتم روی یک مبل دیگه . یک ذره که گذشت حس کرد من خیلی بیکارم. کتاب آموزش یوگارو داد به من و گفت برو بنشین روی زمین برای خودت ژیملاستیک ( ژیمناستیک ) کار کن . 24.gif
دندون هشتم پرند هم با کمال افتخار در اومد. امروز دیبا صبح خواب بود و به هیچ عنوان بیدار نمی شد. یک موش موزیکال دارند که مائده جون براشون عیدی گرفته و کلی بهش علاقمند هستند منهم روی تخت دیبا گذاشتم اون رو روشن کردم و اونهم همزمان با خوندن حرکات موزون انجام می داد. پرند هم جو گیر شده بود و همزمان با اون موشه می خوند ق ق ق ک  ( همون شعر معروف قر قر قر کمر )و می رقصید.113.gif


خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست

راه هزار چاره گر از چارسو ببست

 

/ 10 نظر / 4 بازدید
هاپوتی

[لبخند] سلام. منم از این تجربه ها زیاد با دخترم دارم. البته تا قبل از اینکه بره مدرسه. الانم دوست داره نمی دونم چرا من حال و حوصله ی خراب کاریاشو کمتر دارم سال خوبی در کنار خانوادهتون داشته باشید

ننه گلي

سلام دوستم پرندی مثل خودت یه استعداد نهفته است یعنی فکر کنم من و تو هم بتونیم با این بچه ها بریم کلاس ق ق ق ک[نیشخند]؟؟؟؟!!!!

زمانه مامان پرهام

خانمی دخترمون را بفرست با باباش بره سلمونی! دیبا جون ایول که کارهای خانه را تو میکنی تا مامان استراحت کنه آشپزی و رفت و روب دستت بی بلا مادر[ماچ]

محیا

عزیززززززززززززززززززززززززززززم [قلب][ماچ] [زبان] من هم بچه که بودم یه بار موهام رو پسرونه زدند...دختر خاله ها و دختردائی و خواهرم خوابوندنم و انگار کاسه گذاشتن رو سرم [نیشخند] !بعد طفلک مامانم منو دید ! هی دنبال موهام گشت ! آخرش هم رفتیم سلمونی و موهام رو کوتاه کوتاه کردند ! خیلی وحشتناک بود [گریه] ولی خب موهام خیلی بلند بودن یه هو کوتاه شدن و تا مدت مدیدی خوشحال بودم همینجوری [نیشخند] عکس جدید ؟‌[زبان][ماچ]

ونوشه مامان سارا

مباركه به سلامتي [چشمک] منم يه دختر ديگه ميخوام وقتي خاطرات اين دو تا فسقل رو ميخونم دوست دارم سارا هم يه خواهر داشته باشه [خجالت] كمك ..................

آرزو مامان آرش

سلام سلام صد تا سلام مبارك [دست][دست][دست] هم موهاي ديبا خانم هم دندون پرند خانم. [دست][دست][دست]

یک مامان

مبارک باشه موهای خوشگل دیبا جون و دندون برنجی پرند جون[ماچ]و خوشحالم که اونقدر دخترت بهت کمک می کنه که می تونی به راحتی ورزش کنی!!![نیشخند]

پریسا مامان نازنین

موهای دیبا جونی مبارک باشه . فلفلی شیرین زبون رو ببوسید [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]