بیست سوالی

سلام

در هفته گذشته دو روز درسا خانوم مهمونمون بود که کلی ما رو شرمنده مرامش کرد و پرند هم حسابی از بازی کردن باهاش لذت برد. دیبا هم تا روز یکشنبه 12 خرداد رفت مدرسه. به طوریکه راننده سرویس و خانوم سلطانی هم بریده بودند اما دیبا همچنان ادامه داد. در نهایت یک خودکار از مدیر مدرسه جایزه گرفت. روز شنبه 11 خرداد هم یه جشن گرفتند و بچه ها با هم خداحافظی کردند. اما روز یکشنبه هم دیبا رفت تا به خانم سلطانی کمک کنه که کلاس رو برای سال آینده آماده کنند. پرند هم رکورد دیر رفتن رو شکوند و روز شنبه موفق شد ساعت 11.5 بره مهد. و اونجا بود که خاله های مهد یکصدا گفتند : آآآآآآآآآآآ مشخصه که دانشگاهها تعطیل شدند و باباجون خونه هستند!!!!!!

روز دوشنبه هم راهی مشهد شدیم. توی راه به منظور افزایش بهره وری روی چند مهارت کار کردیم: بادکردن آدامس بادکنکی با دیبا- صدا در آوردن از آدامس در حین جویدن با پرند ( پرند قبلا دوره باد کردن رو پاس کرده بود) و تمرین سوت دو انگشتی با هر دوشون!!!!موفقیت دوره حدود 10% بود!!!! شب سبزوار خونه عمه بودیم و سه شنبه ظهر هم رسیدیم خونه مامان جان. از آنجایی که این مرتبه نسیم و روژا نبودند پرند دچار مشکل کمبود همبازی دختر شده بود و یک نقشه ترسیم کرد که شامل آدرسهای مامان جان- مادر بزرگ- خاله لیلی - عمه بود و به هلیا داده بود که بیاد مشهد و با هم بازی کنند. هلیا هم پرند رو به تبریز دعوت کرده بود و چون هر دو مادربزرگهاش ترک زبان بودند پرند گفت که ما حرفهای خنگولیمون!!! رو فارسی میگیم که اونها متوجه نشوند!!!! تنها جاهای دیدنی که رفتیم و.یلاژ توریست با پسر خاله ها بود که کلی بهمون خوش گذشت و پاساژ و.صال و ا.لماس ش.رق با عمه جون بود که کلی قایم موشک بازی داشتیم. یه فرصت بازی با پسر دایی ها رو هم داشتند که سنگ تموم گذاشتند. یه برنامه مفرح هم خاله سمیرا براشون تدارک دید که حسابی صفا کردند و اونهم خرید کتاب و اسباب بازی بود که هم فال بود و هم تماشا. مسابقات لیگ ا.یکس ب.اکس هم در منزل مادر بزرگ با حضور باربدی و پسر عموها در جریان بود. صبح شنبه هم به طرف تهران حرکت کردیم. توی برگشت با بچه ها بیست سوالی بازی کردیم.

پرند: جانداره؟       باباجون: بعله          پرند: منگوله؟؟؟؟ ( منقول: قابل حمل و نقل)  باباجون: بعله          پرند:  دختر کوچولوه؟؟؟    باباجون: بعله.   پرند: موهاش بلنده؟؟؟ باباجون: بعله          پرند : مامان جانه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/  ( البته با راهنمایی شهر محل سکونت تونست حدس بزنه که مورد سوال شید دوستش توی انگلیس بود)

دیبا: جانداره؟   باباجون: بعله           دیبا: توی جیب جا میگیره؟   باباجون: بعله   دیبا: غذاش مثلا برگ توته؟؟؟ باباجون: بعله       دیبا: کرم ابریشم.

باباجون یه خاطره از زمان بچگیش می گفت که یکبار با پدر بزرگ و با یک عدد پ.یکان رفتند مسافرت. پرند در کمال تعجب پرسید: چطوری تونستید سوار پلیکان بشین و برین مسافرت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

پرند با هیجان گفت باباجون نمیدونی خونه مامان جان چقدر گوره داشتند. باباجون پرسید گوره چیه؟ پرند گفت قبل از انگوره دیگه ( غوره) !!!!!!!!!!

البته تمام این فعالیتها مانع از اون نشد که هر سی ثانیه یکبار بپرسند ساعت چنده و ساعت چند می رسیم. به دیبا گفتیم تابلوها رو بخونه و بهمون بگه چند کیلومتر مونده. فقط یک عدد می گفت 44 غربی ( تابلوی عرض جاده رو می خوند) !!!!!!!!!!!!!!!

از فردا کلاسهای تابستانی شروع میشه که امیدوارم حسابی از کلاسها خوششون بیاد.

کرمها هم همگی رفتند داخل پیله و در مدت سفر همه جا همراهمون بودند.

 

خداحافظ  بیاعلی ( یاعلی)

فال حافظ امروز

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

/ 18 نظر / 45 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مادر دوقلوهای ناهمسن

سلام دوست من زیارت قبول همیشه به سفر ما رو که فعلا تنبیه کردند سفر تعطیله [افسوس] استعداد بچه ها تو زبان ترکی هم معلوم شده غوره : گوره [خنده] ما هم امیدواریم همه ی تابستون خوش بگذره [قلب]

daisy

منگوله[خنده]

نگار مامان بردیا

یعنی من موندم به سرعت پیدا کردن جواب در بازی بیست سوالی.روی ماه هردوشونو میبوسم.پرند جان کجا بودی اونموقعی که کل ماشینهای موجود به پیکان و رنو و پژو قدیمیا و یکی دوتا دیگه خلاصه میشد!

mamane rasta

Salam, kheyli ghashang minevisid, man ham baraye dokhtaram minevisam, az bari ke balaye weblogetoon sene koochooloohatoon ro neshoon mide khosham oomad, ama nemidoonam man chetor mitoonam balaye weblogam in ro dashte basham, mamnoon misham age rahnamayim konid. rooz khosh.

مامان کوثری

با سلام طراحی تم تولد و تم های مختلف جشن های کودکان ، طراحی تم جشن الفبا ، طراحی تقویم ، طراحی انواع فریم های کودکانه و هر طراحی دیگه ای که دوست داشته باشین رو با ما تجربه کنید طراحی و چاپ و بسته بندی انواع گیفت های هدیه مخصوص هر جشنی که شما بخواهین http://temparti.blogfa.com/ چاپ همه موارد هم انجام میشود در صورت نیاز چاپ و برش طرح های خودتون هم میتونید به ما بسپارید حتما برای یکبار از وبلاگ من دیدن کنید امیدوارم خوشتون بیاد از نمونه کارهام http://temparti.blogfa.com/ [گل][گل]

مامان اکرم

سلام اعظم جان خوبی؟ دخترای گلت خوبن؟ ببخشید. می دونم الان چی می خوای بگی[خجالت] می بینم که همچنان پرانرژی و بی وقفه ثبت خاطرات می کنی خواهر[دست] دخترای بامزه و دوست داشتنیت رو نیابتا ببوس[ماچ][ماچ]

مامان اشکان

اول یه سلام گرم به دوست عزیزم زیارتتون قبول باشه و بعدش هم خسته نباشید..و امیدوارم تابستان خوبی را آغاز کرده باشید[لبخند] دخترهای خوشگل رو ببوس[ماچ]

لیلا مامان مارتیا

این کرم بازی ما پارسال داشتیم و مارتیا امسال هم میخواست بگیره که نزاشتم برای خودش پروسه ایه وقتی زندگیت به اونها وابسته میشه. گل دختران رو ببوس

شاهزاده كوچولوي من

سلام عزيزم خوبين ؟ وبلاگ زيبايي داري با مطالب جالب خوشحال ميشم با هم تبادل لينك كنيم ... موافقي ؟ به وبلاگ كوچولوي منم سربزن خوشحال ميشم عزيزم