مزه صورتي

سلام

ساعت ۳ صبح بیدار شد و گفت شیرکاکائو می خوام. دیشب برای چکاپ رفته بودیم دکتر و توی ماشین خوابش برد در نتیجه شام نخورده بود. منهم دلم برایش سوخت و بهش گفتم می خواهی غذا بخوری اونهم برخلاف همیشه قبول کرد. رفتیم و غذا گرم کردیم و خورد . گفت خدا را شکر . بعد هم نوبت دارو خوردن شد. بعد از خوردن داروی بد مزه گفت به به . مامان این دارو مزه صورتی میده !!!!! و به عشق رفتن به سرزمین عجایب خوابید . صبح که بیدار شدگفت مامان من دوست دارم با تو برم سرزمین عجایب . بهش گفتم امروز با خاله های مهد برو و قول دادم که حتما یک روز با دوستش نارگل بریم .

/ 1 نظر / 7 بازدید
مامان آرتا

انشالله که سرزمين عجايب بهشون خيلی خوش گذشته باشه آرتا هم دلش ميخواست با ما بره و کلا که به خاطر مریضيش نرفت. من هم بهش قول دادم ببرمش آخر هفته.قربون دارو خوردنشون ديگه ميفهمن که واسه سلامتيشونه