آینده

سلام

دیبا می گفت : مامان ، پرند کلاس شیر خوان رو که تموم کنه ، لپا ( نوپا ) رو هم تموم کنه میاد با من همکلاسی میشه !!!!!!!!!!!!!( مگه قراره مبصر ۴ ساله بشی مادر )

پرند ساکت شده بود و صداش در نمیاد. رفتم توی اتاقم دیدم اسبش رو گذاشته زیر پاش و سر وسایل من سخت مشغوله. یه لوسیون بدن رو برداشته بود و روی سر و صورت دیبا و خودش مالیده بود. من از دستش گرفتم اونهم نعره می زد دوستتتتتتتتتت داررررررررررررم . منهم قهقهه

پرند رو بردم حمام . از اینکه سرشو بشورم خیلی بدش میاد. توی حمام داد می زد به بابا می دمت ( می گمت ) قهقهه. گفتم فقط کمبود من این بود که تو برام خط و نشون بکشی.

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

وانکه این کار ندانست در انکار بماند

/ 6 نظر / 4 بازدید
سحر مامان کیارش

[خنده][خنده][خنده][خنده][قهقهه]خيلي جالب بود هم اين پست هم پست قبل و آبنبات خوردن[ماچ][ماچ][ماچ][قلب][خداحافظ]

ننه گلی

سلام دوستم معلومه که دیگه حوصله ات داره سر میره ها که به فکر کمبودات افتادی [شیطان][ناراحت]

مامان آرتا.نسیمه

آمار فرداتو نده خب به بچه .از شب غصه میخوره[نیشخند] خونه شما برعکس خونه ماست .آرتا با بابایی صبح زود میرن[چشمک]

پرستووو

:))))))))) به بابا ش میگه خب[نیشخند][نیشخند][نیشخند] ... مبصر چهار ساله چیه این فسقلی که من دیدم همه رو جهشی میخونه

ندامامان ستایش

سلام امان از دست این وروجکها چه فکرایی که نمیکنن [قلب][قلب][قلب][قلب] نمیدونم چرا بچه ها از شامپو کردن بدشون میاد ستایش عاشق حمامه و دوست داره با هر کسی بره حمام از بابا مامان خودم گرفته تا خواهرم و خواهر زاده ام و لی از قسمت شستن مو متنفره [خجالت]