شبه سرخچه

سلام

دیروز بعد از ظهر داشتم با پرند بازی می کردم یک دفعه متوجه شدم که روی صورش کلی دونه زده جمعه هم که حمامش می کردم متوجه شدم دور گردنش دونه زده که فکر کردم عرق سوز شده و در نتیجه خیلی بهش توجه نکردم. ولی دیشب یه دفعه  شک کردم و سریع راه افتادم که به دکتر برسونمش. یه دکتر که تلفن مطب رو جواب نداد، تلفن یکی روی پیامگیر بود یکی دیگه رو که رفتم گفت 15 تا مریض قبل از شماست و نمی پذیریمتون و منهم طبق معمول توی بارون راه افتادم طرف بیمارستان کودکان. اونجا به طرز مشکوکی خلوت بود. یه خانم دکتر خیلی خوش برخورد بود که کلی به من آرامش داد و گفت چیزی نیست و در آخر هم شماره موبایل منشی مطبش رو داد و گفت هر موقع که مشکلی پیش اومد بهش خبر بدم و گفت احتمالا تا امروز حال پرند خوب میشه ( که نشد). دیبا هم دیشب توی خواب به شدت سرفه می کرد و امروز دسته جمعی رفتیم سراغ اون دکتری که تلفنش دیشب روی پیامگیر بود . البته اونهم حرفهای همون خانم رو تکرار کرد بعلاوه اینکه پرند زمینه آلرژی هم داره همچنین دیبا و اینکه فعلا توی محیطهای پر گل و گیاه نریم. در حال حاضر در منزل به سر می بریم . دیبا هم اینجا کاملا جشن گرفته چون صبح که چشمهاشو باز کرد اول پرسید پرند خوب شده ؟ گفتم نه. گفت آخ جون پس امروز خونه هستیم هورا. گفتم کلاس یوگا داری. گفت نمی رم ولش کن. بعد از پشت پنجره بچه های مهد پشت خونه رو دید و گفت از فردا من رو ببر اینجا. گفتم چرا؟ گفت آخه اینها همش دارند توی حیاط بازی می کنند. ما هی باید زبان و سفال و نقاشی کار کنیم. دستامون رو بشوریم. میوه بخوریم . ناهار بخوریم .بخوابیم. عصرونه بخوریم. خیلی باید کار کنیم قهقههگفتم از این خبرها نیست خانم. اینها هم یک کوچولو اومدند بازی کنند و بعد بر می‌گردند . منتها شما متوجه نشدی که اینها هی گروه های مختلف هستند و فکر کردی از اول صبح یه کلاسند که توی حیاطند. خاله زیور هم زنگ زد که دامادت داره منو میکشه . گفته زنگ بزن مامان دیبا تا من بهش بگم دیبا رو بیاره مهد چون من کلی اسباب بازی برای دیبا آوردم که با هم بازی کنیم.  

دیبا داشت توی هال بازی می کرد اومد و گفت مامان توی تلویزیون یه حرف خیلی بد زد. گفتم چی گفت ؟ گفت میگه سومالی. فکر کنم خیلی حرف بدیه قهقهه

الان داشتم سایت کودکان پرشین بلاگ رو چک می کردم توی مسابقه عکاسی نوروز بین ٨ تا عکس برتر هستیم. مرسی از زحمات همه دوستان وخدا رو شکر.

خداحافظ بیاعلی ( یاعلی)

فال حافظ امروز

دوش سودای رخش گفتم زسر بیرون کنم

گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم

/ 9 نظر / 3 بازدید
مزدا و مهراد

ما که هر چی زور نزدیم نتونستیم این پست رو بخونیم. چرا قلم این پست اینجوری شده خیلی ریز و در هم رفته است. راستی من و مهراد از لطفتون که همیهشه بهمون سر می زنین بی نهایت سپاسگزاریم[خنده]

نازنین مامان راشا

خدا بد نده پرند جونم [ناراحت] مراقب خودت و خواهر گلت باش. دوستان راست می گن فونت این پست خلی ریز شده؟!

مامان نيروانا

آخي طفلي پرندي نازنازي ايشالله كه هيچي نباشه خيلي ببوسشون

پریسا-مامان دل آرا

خدا رو شکر که چیز مهمی نبود[بغل]امان از دست این وروجکهای شیرین زبون و کمی تنبل مه تا یه جای با حال پیدا کردن مهدشون رو یادشون رفت[ماچ]

ننه گلی

سلام دوستم پرند بهتره؟ می بینم خونه موندی، پرسه زدي تا سايت هاي ديگه،‌بيا و بالاغيرتا نرو ديگه سركار،‌ نارگل هم ميارم اونجا سه تاييشونو ببر حياط مهد بغلي بازي كنن ديگه چرا اينقدر آزار مي دي[نیشخند]