می زایم و زاده می شوم!!!!!!!!!!!

سلام

از اون شبهاست امشب. نمی دونم دارم به دنیا میام یا به دنیا میارم!!!!!

ته تغاری 7 ساله شد. خدا رو شکر. امیدوارم سالهای سال با شجاعت، شادی و آرامش روزگار رو سپری کنه و ما خیرش رو ببینیم.تقریبا یک ماهی هست که شمارش معکوس داره. تصمیم گرفت که یه تولد خصوصی داشته باشه با یک کادوی کوچولو برای هر دوشون و تولد اصلیش رو با دیبا برگزار کنه و کادوی اصلی رو هم همونجا بگیره و باز من از این همه قناعت کفرم در اومد.

خاله مریم زنگ زده و بهش میگه پرند جون کادوی تولد چی دوست داری؟ بهشون گفت من چیزی لازم ندارم برایم چیزی نگیرید ( توی کی اینقدر عاقل شدی؟ تلفن رو که قطع کرد کلی قربون صدقه اش رفتم).

هفته گذشته یه سورپرایز توی کلاس یوگا داشتند که سبا جون هم به گروهشون ملحق شد. 5 شنبه بعد از ظهر هم سباجون منزل ما بود و حسابی بهشون خوش گذشت.

دیبا توی دفترش نوشته : صدای باران بر بامهای سفالی به گوش می رسد. در بین نغمه جویبارها و آوای پرندگان چه سخت است که صدای تو را نمی شنوم ( و من با فکی آویزان تاریخ امروز رو بر پای نوشته اش ثبت کردم).

سرمشق پرند این بود که زری از روی زمین انار را بر می دارد. نصف صفحه مشق نوشته بود. بعد زری خانوم رو در حال بر داشتن انار کشیده بود. یه فلش زده بود و بالای سرش نوشته بود زری و بعد هم به خاطر کار خوبشون نوشته بود آفرین به زری!!!!!!!!!!! یعنی من موندم این خانوم سلطانی طفلکی با این شاگردهای نابغه و علاقمند به تحصیل چه می کنه!!!!!!!!!!!!!!

اومدیم خونه. دیبا میگه اینقدر خسته ام که حتی نمی تونم ا.نگشتم رو بکنم توی د.ماغم!!!!!!!!

قرار هست که روزنامه دیواری درست کنند. دیبا سرگروه 4 نفرشون هست. عصر از کلاس موسیقی که رسیدیم باباجون گفت که دیبا کجایی که این دوستهایت بیچاره کردند. از بس زنگ زدند و دیبا هم به شدت مسئولانه، به تک تکشون زنگ زد و کارهاشون رو گوشزد کرد.

از یک خیابون رد شدیم با هیجان خونه سابقمون رو نشون دادم و به دیبا گفتم وقتی توی این خونه بودیم تو به دنیا اومدی. خیلی متفکرانه پرسید تو از کجا می دونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

خدا حافظ  بیاعلی ( یا علی)

فال حافظ امروز

زگریه مردم چشمم نشسته در خون است

ببین که در طلب حال مردمان چون است

 

 

/ 25 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باتو مهتاب

سلام دوستم. باورم نمیشه اگر دیبا جان خودش این جمله رو نوشته باشه پس ما باید منتظر یه نابغه ادبی در اینده نزدیک باشیم... دیبا جان استعداد شعر و شاعری دارن حتما جدی بگیرید... تولد پرند جانم هم مبارک . چه خوبه دخترها بزرگ شدن و از اب وگل دراومدن..خدا روشکر

مادر دوقلوهای ناهمسن

سلام دوست من تبریک به تو که هم زاده می شویی هم بدنیا می آوری. اونم همچین دست گلی فک ما هم آویزون شد با این متن ادبی

ننه نارگلي و نگار

سلام دوستم تولد پرند قلمبه خوشگل و اعظم قلمبه خوشگل مبارك[قلب] الان كه نمي تونم فكمو از رو زمين بابت جمله ي اديبانه ي ديبا جمع كنم در عين حال خيلي دلم مي خواد كه بدونم صداي كيو نمي تونه بشنوه؟؟؟؟؟؟؟؟[شیطان] راستش تا حالا فكر مي كردم دانشمند/وكيل مي شه ولي الان مجبورم بازنگري كنم خيلي احتمال داره رئيس فرهنگستان ادب، شاعر و يا حتا سعدي بشه!

لیلا مامان مارتیا

تولد مادر و مادر دختر مبارک شاد باشید و پاینده

مامان پارسا پگاه

سلام دوست خوبم تولد خودت و بهانه ی زیبای زندگیت مبارک

زهرا

سلام دوستم[قلب] تولد ته تغاری مبارک. راستی تو از کجا میدونی که تولدشه؟! تولد مامان ته تغاری هم مبارک.

مامان اشکان

سلام دوست عزیزم تولد دختر گلم مبارک[بغل]

سحر مامان كيارش

سلام عزيزم تولد پرند نازنينم رو صميمانه بهتون تبريك ميگم...هميشه در كنار هم شاد باشيد[قلب][ماچ][خداحافظ]

فرزانه مامان رایا

تولدش مبارک، بووووووووووووووووس