عشق تو فقط زیارت

سلام

برنامه دوره بچه ها 5 شنبه این هفته منزل رکسانا جون بود. بچه های بزرگتر آشپزی کرده بودند و کوچکترها هم خورده و نمره داده بودند. دیبا گفت به پنکیکشون صفر دادم چون شیرین بود. بهش گفتم شاید بقیه بچه ها دوست داشتند . تو باید دقت کنی که نسوخته باشه یا طعم بدی نداشته باشه. اون چیزی که سلیقه تو نیست رو نباید صفر بدی. دیگه اینکه کتاب انگشت جادویی رولد دال رو خونده بودند و در موردش کلی کار کرده بودند. دیبا گفت که آیداجون ( مامان رکسانا) بهشون گفتند که اگر خواستید بدونید یک کتاب چند صفحه داره نیازی نیست تا تهش برین. می تونید به شناسنامه کتاب مراجعه کنید. که خیلی به نظرش جالب اومده بود. بعد هم بچه ها یه تاتر که کار خودشون بود رو اجرا کردند و بالاخره ساعت 9 شب از هم دل کندند.توی دور قبل که منزل صبا جون بود با گل خشک کارتهای خیلی قشنگی درست کرده بودن که در مشهد به عمو و زن عموی جدید هدیه دادند. 

تمرین کنسرت هم به شدت در حال ادامه هست و شنبه شب هم به جبران هفته گذشته که عید بود رفتیم. شنبه چکاپ دکتر رشد هم رفتیم.

غذای مورد علاقه این روزها، پیتزای ساخته دست خودشون هست و مامانی که تا میتونه گوشت مخلوط با کالباس رو به خوردشون میده.

به پرند گفتم موهاتو شونه کن و گبره بزن. اینطوری بری مدرسه معلمت خیلی ناراحت میشه. با خونسردی برگشته میگه چه خوب درس و مرس!!!! تموم میشه و من دائم توی خونه می مونم. باباجون گفت زیاد به خودت وعده نده از حالا حداقل تا 20 سال دیگه در خدمت درس و مرس هستی!!!!!!

قبل از رفتن به مشهد یه روز دیبا اومد و گفت: مامان رفتیم مشهد لطفا یک روز برو مسجد و برای 30 نفر دعا کن!!!!!!!!! ( بچه ام سفارش دعا گرفته بود در حد بنز!!!!)

نصفه شب در حالیکه حس کردم یه چیزی داره روی پاهام حرکت می کنه از خواب پریدم و چشمم خورد به نور چراغ قوه . تازه حواسم اومد سرجا که دیبا خانوم از خواب پریده و توی خونه راه افتاده. رفتم توی اتاقشون و به سختی خوابش برد. داشتم تلاش می کردم که بخوابم یه مرتبه پرند از خواب پرید و اومد بالای سرم که خواب بد دیدم و صداشو بلند کرد که دیبا برو اونطرف که من کنار مامان بخوابم. دیگه نفهمیدم چطوری ساکتش کردم و اونهم شروع کرد به تعریف خوابش. صبح کلا بدنم خشک بود با فشارهای دوطرفه ورودی.

از و.لیعصر داشتیم به طرف و.نک حرکت می کردیم. اون وسط ساختمان آ.منه توجهشون رو به خودش جلب کرد. به ساده ترین شکل ممکن توضیح دادم که بچه هایی که پدر و مادر نداشته باشند اینجا زندگی می کنند و سعی کردم موضوع رو عوض کنم. پس از انجام توضیحات دیبا گفت آهان متوجه شدم می خواهی بگی این شبیه همون ب.نیاد ک.ودک (c.hild f.oundation) هست؟؟؟؟؟؟؟/ داشتم فکم رو از کف و.لیعصر جمع می کردم که پرند بی مقدمه گفت : یعنی خاله سمیرا هم اینجا زندگی می کنه. پدر نداره دیگه ؟؟؟؟؟؟؟؟( مامانم، عمو حسام، خواهر و برادر همگی کشک!!!!!!!!!!!)/

پرند به شدت داشت گریه می کرد که امروز بچه ها پز دادند که بعد از مهد دارند می روند استخر و اصرار که ما هم برویم. دیبا بهش گفت خوب پرند تو هم خیلی چیزها برای پز دادن داری. مثلا بهشون بگو که میری باشگاه و.الیبال و دو میدانی. کلاس ل.گو می ری. از همه مهمتر یه پسر عمو داری که 33 سالشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خداحافظ  بیا علی (یاعلی)

فال حافظ امروز

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت

جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

 

/ 26 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ننه نارگلي و نگار

سلام دوستم به نظر من پسرعمو رو دعوت كن يه دور بچه ها رو ببره اينور اونور ، عادي ميشه! راستي اگه ديبا اي ميل داره خوب واسه ما هم بفرست . اين بنياد كودك و غيره رو ماروهم درجريان بزاره! دلم براتون بدجوري تنگ شده .دوستم كنسرت رو اعلام كن كي هست شايد تونستيم بيايم.

لیلی مامان یونا

سلام اعظم جون دلم براتون تنگ شده بود [بغل] برای شیرین زبونیهای دیبا جونم و پرندی نازم هم همینطور [ماچ][بغل]

ارغوان

هاار هااارر پسر عموی 33ساله خیلی خوب بود قضیه اش:)))...ای جووون بوس براشون :**

amشـــــــAr

هلو علیکم سیستر بانو سلام اول از آخر بگم خیلی خاله سمیرا و پسر عموی33 ساله اش خنده دار باحال بود[خنده] زیارتتون هم قبول باشه..همیشه ب چنین سفرهایی... عجب بفرمایید شام جالبی بوده..[لبخند]

سارا

آخی عزیزمممم خداییش عموی 33 ساله پز داره ه اااا و مخصوصا اگه مجرد باشه. راستی لینکت کردم به اسم مامان دیبا و پرند. به وبلاگ دخمل ما هم سر بزنید. مرسی خاله جون

مامان اشکان

سلام خوب دخترمون پسرعمو 33 ساله داره دیبا جون افرین[خنده]

daisy

این فینگیلی ها هم مهمونی دوره دارند؟[تعجب][نیشخند] اون مورد آخر (پسر عموی 33 ساله) برای پز دادن خیلی بامزه بود[قهقهه]

مهربان

آفرین که موسیقی رو پیگیرن و ایول به این پز!!![خنده]

زهرا

سلام دوستم خدا رو شکر که اوضاع خوبه. دیباجون پرند خیلی چیزای دیگه هم برای پز دادن داره. مثلا یه خواهر خوب مثل تو[قلب][ماچ]