مرفه بدون درد

سلام

در این مدت کلاسها به خوبی داره پیش میره. با وجود سوتی هیجان انگیزی که برای دیبا دادیم و در همون سطحی که در مدرسه گذرونده پذیرفته شده و داره همون کتابها رو می خونه، ولی استقبالش از کلاس خیلی عالی بوده. کلاسها رو  با ذوق و شوق میره و تکالیفش رو هم به خوبی انجام میده. ظاهرا توی تابستون داشتن یک کلاس درسی بد هم نیست. پرند هم زبان رو خیلی خوب داره می خونه . ورزش رو هم به خوبی میره اگرچه که معمولا سرکلاس دومیدانی پادرد و سرکلاس والیبال دست درد داره!!!! تعطیلات شبهای قدر را هم تهران بودیم و بچه ها به زور خاک انداز هم از خونه خارج نشدند کلا چسبیدند به خونه. 

توی باشگاه یه بوفه هست و منهم سعی کردم مدیریت پول رو بهشون یاد بدم. علاوه بر خوراکیهای داخل کیف، هر روز یه مبلغ هم پول بهشون می دم که یا برای خودشون خوراکی بخرند و یا پس انداز کنند. نتیجه این آموزش مقروض بودن به خاله هدی- آناهید ، مسئول بوفه و بقیه دوستان و دست اندرکاران بخش ورزش هست!!!! مدیریتی کردند در حد خودم.

پرند یه بسته البالو خریده بود. روی جلد بسته نوشته بود 1000 و پرند گفت که 1500 گرفته. بهش نشون دادم که بوفه بهت گرون فروخته و دلیلی نداره که از اونجا خرید کنی. پرند گفت عجب ادمهایی هستند می خواهندنبا پولهای ما پولدار بشوند و متحول شد.

دیبا اومد و گفت چرا برامون خوراکی نگذاشته بودی ( ظاهرا دوستانی هستند که وظیفه خطیر سبک کردن کیفهای بچه ها از نظر پول و خوراکی رو بر عهده دارند!!!!) گفتم صبح پرند هم شاهد بود که کلی خوراکی گذاشتم. دیبا گفت چند تا بچه هستند که اون اطراف می پلکند. بعد اونها متوجه شدند که ما از بوفه خرید می کنیم و فهمیدند که ما از اون خانواده های پولدار!!!! هستیم برای همین فکر می کنند که کلی خوراکی داریم و خوراکیهای کیفمون رو بر می دارند( خدا رو شکر ظاهر بچه هامون غلط اندازه!!!)

طی چند هفته گذشته چکاپ دندانپزشکی و رشد هم انجام شد. پرند آزمایشهایش رو با موفقیت پشت سر گذاشت ولی به قدری به خودش فشار اورد که گریه نکنه که بعد از آزمایش به کلی رنگش پریده بود و کلی زمان گذشت که روی فرم بیاد. دیبا هم کلا به قرص خواب اور جواب نمی داد و در حالیکه بچه های دیگه توی ازمایشگاه صدای خر و پفشون هم بالا بود به باباجون که پرند رو برده بود خونه، تلفنی گزارش کار می داد. حالا بیصیرانه منتظر جواب ازمایش هستیم. تا یک هفته هم پرند به مربی ورزش گفته بود مامانم گفته من نباید ساعد بزنم  و اون خانم هم در به در دنبال من بود که منظورم از این تجویز چی بوده. ولی خداییش دستشون کبود شده بود.

یک روز هم مراسم نماز جماعت و روزه داری و افطاری در مهد برگزار شد که ما هم از آش افطار بی نصیب نموندیم و تا پاسی از شب عکسهای بچه ها روی وای.بر برامون ارسال می شد. توی اون مراسم دیبا و پرند اذان گو شده بودند و با جدیت بسیار زیادی وظیفه شون رو به انجام رسوندند.

در پی موفقیت نسیم جون در سال گذشته و ورود به مدرسه نمونه، امسال امیر علی جون در اقدامی پیروزمندانه موفق به ورود به مدرسه تیز هوشان شد و عمه ها رو غرق شادی و غرور کرد. با آرزوی موفقیتهای بعدی در زندگیشون.  

توی کلاس زبان چند تا از بچه های مهد قبلی رو دیدم دروغ چرا از روی مامانهاشون شناختمشون از بس که قد گشیده بودند و بزرگ و گل شده بودند و اونجا بود که حس کردم چقدر زمان گذشته و من در گیرو دار زندگی، به غفلت گذروندم.   

خداحافظ بیا علی (یا علی)

فال حافظ امروز

اگر آن ترک شیرازی به دست ارد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

 

/ 15 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر میلان

آخ فدای اون مدیریتشون [خنده][خنده][خنده] منم از وقتی یادم میاد به بوفه ی مدرسه بدهکار بودم [خنده] دیگه یه جوری شده بود که خودم مسئولیت بوفه رو به عهده می گرفتم که حساب کتاب بدهی هام از دستم در نره :)))

daisy

این مدیریت پول و مقروض شدن رو گفتین یاد یکی از دوست های دوران راهنماییم افتادم با اینکه هر روز با خودش به اندازه کافی پول می آورد اما زنگ تفریح آخر که می شد همیشه در حال قرض کردن از بچه های دیگه بود که بره ساندویچ بخره[نیشخند]

مامان اشکان

آخ آخ که من هنوز با این مدیریت مشکل دارم قربونشون برم[ماچ]

مریم

سلام مامان جون دیبا پرند من مریم هستم. وبلاگ شما رو گاهگاهی میخونم و لذت میبرم. من یه سایت درست کردم برای مامانایی مثل شما که بچه هاشونو خیلی دوس دارن و دلشون میخواد عکسها و کارای کوچولوی دوس داشتنیشون رو با بقیه مامانا هم درمیون بذارن. اونجا میتونید به راحتی واسه عکسهای کوچولوتون آلبوم درست کنید و مطالب رو به آسونی اشتراک گذاری کنید و مامانهای دیگه میتونن عکسهای کوچولوهای همدیگه رو لایک کنن و کامنت بذارن. خیلی خوشحال میشم اونجا ببنمتون. ثبت نامش هم خیلی راحته. اگه زود ثبت نام کنید عکس کوچولوتون توی صفحه اول ماناچهر قرار میگیره www.manachehr.ir منتظرتون هستم [لبخند]

m☂شـــــــღــAr

به به میبینم ک وظیفه خطیر سیر کردن شیکم بچه های باشگاه بر عهده شماست[نیشخند] مایه داری و دردسر هاش دیگه.. پرند جان از این ادمایی ک با پول مردم متحول و پولدار میشن این قدر زیادن ک قابل شمارش نیست..ب مرور ک بزرگ شی ..همین طور بزرگتر و بیشتر میشن این ادما.. ایشالله ک گذر عمر و زمان ها ب خوبی و شادی بگذره.. آمین

مادر دوقلوهای ناهمسن

سلام دوست من حالا که اینقدر ولدارین که بوفه ای و بچه های باشگاه و .. پولدار می کنین یادم باشه اسمتون رو از یارانه بگیرها حذف کنم !!!

مامان اميد

سلام دوستم خوبي ؟ دختر گلا خوبن ؟ جات توي شركت خاليه دوستم. همه چيز روبه راهه؟ راضي هستي ؟ اميدوارم هميشه شاد باشي و سلامت چرا پست جديد نمي ذاري؟

مریم

دوست عزیز نهایت لطف شماست که از سایت من بازدید کنید و پرداخت قبض و خرید شارژ خود را از از طریق آن انجام دهید. با تشکر www.pinkhooneh.com

شاپرک

آفرین به خانمهای فعال خیلی جالب بود وقت کردی به منم سربزن shaparak@yahoo.com tokh00sh.ir