سنجش

سلام

این هفته هم به کلاسها و تمرینهای فشرده گذشت. توی والیبال ساعد رو یاد گرفتند که هر روز بعد از ظهر مقادیر معتنابهی با بادکنک مشغول تمرین ساعد و ارسال و دریافت هستند. به همین سرعت پیش بروند سال اینده توی سطح جهانی اول هستیم!!!!!!

برنامه دوره این سری باز هم منزل صیا جون بود و حاصل اون 5 شنبه بعد از ظهر، دو تا کارت تبریک بود که با گلهای خشک تزئین شده بود و واقعا هم جالب بود که بچه ها گفتند می خواهند به عمو حمید و خاله نوشی به مناسبت ازدواجشون تقدیم کنند ( با اینکه هر دوشون خیلی برایم عزیز هستند ولی دلم نمیاد  کارتها رو بدم . به نظرتون چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟/) ضمنا برای خلاصه کتاب هم پرند کتاب هالی حال به هم زن رو انتخاب کرده بود و دیبا هم جلد 2 مدرسه پر ماجرا رو . از جمله جملات گهر بار پرند اینها بود که : « برو آش قالا رو بزار بیرون. خانیه کرم رو برداشت و .... »

بابا جون این روزها خیلی سرش شلوغ هست. یه روز که به شدت با تلفن صحبت می کرد و داشت هماهنگ می کرد برای رفتن به س.ازمان س.نجش یه مرتبه پرند گفت مامان این دوستهای باباجون از من کوچکتر هستند ( همکاران هیات علمی با 20 سال سابقه تدریس!!!!!!!!!!) ؟؟؟؟؟؟/ گفتم چرا اینطوری فکر می کنی؟ گفت آخه ما خیلی وقت پیش رفتیم سنجش ولی اینها تازه دارند می روند!!!!!!!!!! ( فکر کنم بهد از تهقیق در مورد دریا و دریا، باید تهقیق بعدی رو در مورد سنجش و سنجش بهش بدم)

چهارشنبه صبح هم رفتیم و مانتوهای سال جدید رو سفارش دادیم. امسال تا سال سوم یه مدل و چهارم به بعد یه مدل دیگه می پوشند . فرم بچه ها رو خیلی دوست داشتم. شب قبلش مانتوی دیبا رو به پرند دادم که بپوشه که سایزش دستم باشه. پرند پوشید و اومد جلوی باباجون. باباجون هم به شوخی گفت که همین برای پرند خوبه. پرند گفت پس مامان یه مقنعه و یه شلوار هم از دیبا بهم بده همینها رو توی مدرسه می پوشم. من در کمال عصبانیت بهش گفتم اخه بچه تو چقدر قانع و تو سری خور هستی؟؟؟؟و صبح چهارشنبه با دیدن فرمهای جدید برای هر کدوم 2 سری سفارش دادم و جالب بود که اونجا فهمیدم چقدر دنیا کوچیکه . چند نفر آشنای قدیمی رو دیدم که بچه هاشون با پرند همکلاس هستند و کلی یاد ایام کردیم.

این روزها دیبا گیر داده که چرا رئیس شرکتتون نمیشی؟ برایش توضیح دادم که رئیس شدن مساوی هست با ماموریتهای چند روز دور از خونه و کار زیاد تا شب.  حالا کلا مشغول ارائه راهکارهای متفاوت هست که من بتونم مزایای ریاست رو بدون تحمل سختیها داشته باشم.

پرند افتاده بود روی دنده لج و می گفت چرا ما نباید توی خونه بپر بپر کنیم؟ فقط به خاطر آسایش همسایه؟ خوب بچه شون نخوابه. ما هم بچه هستیم و باید به فکر آسایش ما هم باشند.

ساعت 3 صبح دیبا اومد بالای سرم و بیدارم کرد و گفت مگه نمی خواهی روزه بگیری؟ گفتم چرا. گفت پس بلند شو و آب بخور. خیلی تشکر کردم و تا 6 صبح خوابم نبرد. روز پر از سر دردی داشتم. خاله خرسه رو می شناسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

تهقبقجلسی بد : چرا پولوتو هزو شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است

صراحی می ناب و سفینه غزلست

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منصوره مامان نورا

خب دوست جون ، بچه ی به این قانعی داری حاضره مانتوی خواهرشو بپوشه بده ؟؟ صرفه جویی می کنه بده ؟؟ دیگه از خدا چی می خوای ؟[نیشخند] اون هالی حال به هم زنو هر جوری خلاصه اش کنن که بازم حال به هم زنه ! من این کتابو دوست دارم اما هر بار که واسه نورا می خونمش دل آشوبه می گیرم ( به خصوص نسبت به اون بخش نافش حساسیت دارم )[سبز][خجالت] من عاشق همه ی جملات قصار این دو تا وروجکتم اعظم جان . واقعا دوستشون دارم . هر بار میام این جا ازشون می خونم غرق لذت می شم و از خدا می خوام برات حفظشون کنه ...

مرد كوچك من

ماهم تو خنه با بادكنك بسكتبال رو تمرين مي‌كنيم. [ماچ]

مدیر روابط عمومی

سلام خسته نباشی خدا قوت میخام شمارو دعوت کنم تا یکی از شهروندان شهر مجازی ما بشین! شهر ما دارای نسخه اندروید هم هست در سیستم امار گیر الکسا ما رتبه ی 8 رو داریم. خوشحال میشیم شماهم از شهروندان ما باشین راستی ما علاقه مندیم باشما تبادل لینک هم انجام بدیم http://www.barsaa.ir/member.php?u=10389 اینم ادرس صفحه ی شخصی منه میتونید از طریق پیام خصوصی با من درارتباط باشین منتظر حضور گرمتون هستیم [گل]

مامان اکرم

سلام مانتوهای جدید مبارک. بد نیست که بچه قانع باشه. ببوسشون[ماچ]

مامان نیروانا

الهی دورشون بگردم مننننننن راستی یه سئوال ؟ خودت با پرند کار کردی که نوشتن بلده ؟ یا مهدشون یاد داده؟ میدونی اون موقعها من رو خیلی منع کردن که به نیروانا زودتر الفبا رو یاد ندم و الان از اینکه این کار رو نکردم خیلی خیلی پشیمونم میخوام ببینم تهران مهداشون یاد دادن یا خودت کار کردی ؟ بوسشون کن خیلی خیلی زیاد

مهدی(معرفی کتاب)

سلام.با یه جمله خاص و ویژه از آگاتا کریستی آپم.لطفا تشریف بیارید.[لبخند]

فاطمه

سلام وبلاگ نقاشی های دخترم فاطمه را ببینید. 3.5 ساله است. dadina.blogfa.com اگر دوست داشتید لینک بدهید. متشکرم

عکس فرش

با سلام... وبلاگ زیبایی دارین... اگر میخواهید ماندگارترین و بهترین هدیه را به عزیزانتان بدهید به وبلاگ ما حتما سر بزنید...:) aksfarshkashan.blogfa.com