هدیه

سلام

برای هدیه روز معلم یکی از مامانهای همکلاسی پرند با من تماس گرفت و گفت خودمون مستقل عمل می کنیم و از مامانها پول گرفت و برای مربی و کمک مربی هرکدوم یه ربع سکه گرفت همراه با یک شال برای مدیر داخلی مهد. برای دیبا خود مهد یه برگه داد که اگه خواستید ١٠ تومن به دفتر بپردازید تا یه هدیه یکپارچه بگیریم. منهم که واقعا توان فروشگاه رفتن رو نداشتم  و فکر می کردم روتین این مهد اینکار هست استقبال کردم. دیروز صبح ما رفتیم و هدیه مربیهای پرند رو دادیم. بعد از ظهر دیبا با لب و لوچه آویزون اومد که همه بچه ها برای اقدس جون کادو و گل آورده بودند. منهم گفتم اشکالی نداره ما هم میتونیم براشون کادو بگیریم. گفت میشه گل بگیریم. گفتم من اول صبح باید شرکت باشم چون از صبح پشت سر هم جلسه دارم ولی خونه یه چیز خوب داریم و برای اقدس جون می بریم. بعد خودش یه کلاژ درست کرد و منهم براش همون هدیه کلاسیک همیشگی یعنی زعفرون رو  کادو کردم و گذاشتم که ببره . کلی ذوقمرگ شد و منهم کلی خودم رو فحش دادم که این چه تنبلی احمقانه ای بود که تو کردی!!!!!!!!!!!!!!

دیبا و پرند به باباجون گیر داده بودند که  چمدون لباسهای تابستونی رو بده. باباجون هم که هر دفعه اون رو میاره کلا از کت و کول می افته گفت دیگه اینکار رو نمی کنم تا وقتی که قرار باشه لباسها جابه جا بشه. بعد پرند باهاش قهر کرد و گفت اصلا هم لباسهای تو و هم لباسهای عمو زشته!!!!!!!!! باباجون گفت چرا؟ گفت چون چمدون رو برای ما نمیاری.

 

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت

فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت

 

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنین مامان راشا تمشکی

سلام دوستی. بیچاره عمو چرا لباساش زشته؟ شما راشا رو نگه نداشته عزیزی خاله جون. شما تاج سر ما بشی ما بیشتر ممنونت می شیم [بغل]

ملیح

سلام دوست جون . من هم کلاسیک عمل کردم زعفرونی !

آرزو

بنده خدا بابا جون حتما بابای من درکش می کنه [نیشخند] چون ما هم وقتی بچه تر بودیم همین اوضاع اول هر فصل به پا بود ولی الان دلمون نمی یاد لباسامونو بذاریم تو چمدون[مغرور][چشمک]

ثمانه مامان مهدیار

دلیل منطقیه.... لباسای بابا جون زشته... بهانه هم نیارین[خنده][قلب] هم 10 تومنه رو دادی و هم کادو دادی؟؟... اونم زعفرون.. میدونه واسه مشهدیها چقدر مهمه[نیشخند][چشمک]

عباس

سلام چه بچه های با مزه ایی هستند