آبميوه

سلام

اون شب هیجان انگیز برای دیبا آبمیوه شادلی گرفته بودم . توی فاصله ای که خونه بودیم هی دور می زد و می اومد می گفت برام بریز. چند بار که خورد بهش گفتم بقیه اش برای آقاپلیسه است که باید ببریم بهشون بدیم چون خسته شدن. از اون روز به بعد هر بار براش گرفتم پس از اینکه یک خورده می خوره میگه بقیه شو بگذار برای آقا پلیسه.

امروز که رفته بودم اون خونه دیدم هنوز اون پاکته داخل یخچال است .

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

ما درس سحر در سر میخانه نهادیم

محصول دعا در ره جانانه نهادیم

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ننه گلی

سلام دوستم خونه نو مبارک باشه اميدوارم هميشه روزهای خوبی در پيش داشته باشی همراه با دخترا و بابای دخترا. بااينکه اون خونه به ما نزديکتر بود ولی اين يکی هم کلی مبارک باشه .

مريم

جانم ديبای عزيزم که انقدر مهربونی

مريم مامان مهديار کوچولو

سلام خانمی خسته نباشی با آوارگی چی کار می کنين بلاخره رفتين خونتون؟ راستی از صحبت های ننه گلی يه چيزايی فهميدم خونتونو عوض کردين؟

مامان نيروانا

چرا اين قضيه خونه اينهمه كش اومده ؟ خب ميبرديش آبميوه رو ميدادي به آقا پليسه جيگرش حال بياد

مامان پرهام

سلام خانمی خانه عمو ماندگار شديد از اين به بعد دوتا آبميوه بگير برای ديبا و آقا پليس هر دو گل دخترات را ببوس