باغ انگوری- باغ آلوچه

سلام

5 شنبه مراسم تولد دیبا برگزار شد. اولین تولد دوستانه توی خونه. قرار گذاشتیم دوستانی رو دعوت کنه که بعدا من اجازه میدم که تولدشون بره. در نتیجه تعداد نفرات به شدت محدود بود. 11 نفر. خدا بده برکت. اعتراف می کنم که خیلی ریلکس بودم. ولی وقتی توی جلسه کاری 5 شنبه صبح که تاساعت 1.5 طول کشید همکارهام فهمیدند که خیلی از کارهام هنوز مونده و مهمونی هم از 4 شروع میشه به شدت بهم استرس وارد کردند. خدا رو شکر که باباجون از صبح خونه بود و مجبور شده بود بخشی از کارها رو پیش ببره. راس ساعت 4 کیک رسید. و بعد از اونهم بچه ها اومدند. تا 5 همه چیز کامل شده بود.

مراسم ماسک درست کنون

برنامه های کاریمون شامل ماسک درست کردن، مسابقه ر.قص ، مسابقه آشپزی و مسابقه نقاشی بود.

 

مسابقه اشپزی

مراسم کیک برون

نمکدونمون که جایش به شدت خالی بود و اخر شب با این حال زار و نزار اومد.

بعد از بریدن کیک و باز کردن هدیه ها از بچه ها خواستم که اون بخشی رو که بیشتر دوست داشتن رو نقاشی کنند و جالب بود که بچه ها نظرات کاملا متفاوتی داشتند. ضمنا مسابقه ر.قص هم با شکست کامل روبه رو شد. ظاهرا بچه های این گروه علیرغم کلاسهای متعدد ایروبیک!!!!! علاقه ای به این مقوله نداشتند. در ضمن تنها غذایی که بچه ها خوردند بعد از اسنکی که خودشون برای مسابقه اماده کرده بودند ن.اگت مرغ و سیب زمینی سرخ کرده بود. ( گفتم در جریان باشید که اگه توی تولد دسته گلهاتون بقیه غذاهاتون جابه جا موند بعدا نگین که نگفتی!!!). پرند هم توی هیچ عکسی نیست و توی هیچکدام از کارها شرکت نکرد. حضور هیراد و هلیا هم برامون خیلی جالب و ناباورانه بود. خاله منصوره ، خاله محبوبه ، خاله سپیده و لیلای نازنین خیلی خسته شدند و حسابی بهم کمک کردند.توی شادیهاشون کنارشون باشم الهی.

جمعه بچه ها تا ساعت 9 بیهوش بودند و بعد یه سر رفتیم پارک که هوا سرد بود و پارک خیلی خلوت. شنبه برای خرید هدیه تولد دیبا راهی شهر کتاب شدیم. هدیه اش یه لگو و 8 جلد از مجموعه مدرسه پرماجرا بود. 3 صبح یکشنبه در حالی از خواب پریدم که احساس کردم توی تنور خوابیدم. دیبا اومده بود کنارم. پاشویه و استامینوفن جواب نداد. یکشنبه صبح راهی دکتر شدیم و دو روز مرخصی گرفتیم. اونجا خالهای روی دست پرند رو هم برداشتیم که پرند به حدی داد و بیداد کرد که بیماری دیبا کلا فراموشمون شد. توی مطب دکتر با سرنگ دنبال پرند می دوید تا بی حسی بهش بزنه. بعد هم پرند سر تاپای دکتر رو پر از خون کرد و تا امروز همچنان دستهاش روی هواست و میگه دستم خیلی درد می کنه!!!!!دوشنبه دیبا با اصرار رفت مدرسه و بعد از ظهر هم کلاس موسیقی بود . پرند توی کلاس به معلمش گفت که چون دستم درد می کنه نمی تونم بلز و فلوت بزنم!!!! سه شنبه دیبا نمایش داشت که نقش بابا بزرگ توی داستان چغندر رو اجرا کرد و خیلی هم از کار خودش خوشحال و راضی بود. دیبا هنوز سرفه می کنه و برخلاف میلم مجبور شدم بهش آنتی بیوتیک بدم. دیبا توی مسابقه داستان نویسی با داستان کرم سیب شرکت کرده که بیصبرانه منتظره اعلام نتایج مسابقه هست.

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

صلاح از ما چه می جویی که مستان را صلا گفتیم

به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم

/ 27 نظر / 70 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وانيا

سلام وبلاگ زيباي شما رو با افتخار لينك كردم اميدوارم دوستاي خوبي براي هم باشيم اگه قابل دونستيد وبلاگ منو هم لينك كنيد مـــــرســــــي

پریسا

خیلی خیلی خیلی خیلی ازت ممنونم که بهم سر زدی. اما به حضور سبزتان بازم نیازمندیم. بدو که کلی مطلب جدید دارم

مرد كوچك من

بازم مبارك تا باشه از اين روزهاي خوب و پر بركت [ماچ][بغل]

مامانشون

سلام عزیزم به به چه تولد زیبایی با برنامه های متنوع و شاد[دست]دست بابا و مامان مهربون درد نکنه. هدیه ها هم مبارک دیبا جون باشه[قلب]

نگار مامان بردیا

آفرین چه تولد جالبی.گل دختر نازم تولدت هزاران بار مبارک[ماچ]

پریسا مامان دل آرا

به به دوستم همیشه تولدتون متفاوته وبسیار روی اصول روانشناسی [قلب]دیبای زیبا تولدت مبارک [قلب][ماچ]

نازنین مامان آرتین

تولد دیبا و پرند گلم با کلی تاخیر مبارک....بهترین هارو ا زخدا براتون می خوام . دلم براتون خیلی تنگ شده بود و یک نفس چندین پست رو خوندم.....خیلی دوستتون دارم بچه ها![ماچ][ماچ]

مامان نازنينها

به به چه تولد خوبي بود جاي ما حسابي خالي ٠ انشاا٠٠٠ تولد صد و بيست سالگيش ٠ بلا به دور باشه دوست جونم

persian friends

. اگر جاي رابینسون کِروزوئه بوديد! به كدام يك بيشتر نياز داشتيد! دانش و تجربه! عقل و تفكر! خدا! پرايد! ايفون پنج! فيس بوك! فاميل! تلويزيون! كتاب!

ارغوان

ندیدم بودم این پستو!...همش داشتم دنبال پرند میگشتم تو عکسا که بعدش خوندم کلا نبوده[زبان]!!...چه برنامه های جالبی برای سرگرم کردنشون داشتینا خوبه که تعدادشونم کم بوده...تولدت بازم مبارک دیبای گل[ماچ][قلب]