حسنی به مکتب نمی رفت

سلام

روز ۵ شنبه بعداز ظهر دیبا خانم لباس پوشیده و آماده اومد به ما گفت منو ببرید مهد کودک. بهش توضیح دادم مهدکودک تعطیل است گفت پس منو ببر خونه خاله زیور ( مربی کلاس قبلی ) که اونجا ماکارونی بخورم. ( تو خونه به زور غذا می خوره !!!!!!)

دیشب کنترل تلویزیون را داد به من که تلویزیون را روشن کن من می خواهم نای نای کنم. می گم اونکه روشنه . بعد از اندکی تحقیق متوجه شدیم منظورش بلند کردن صدای تلویزیون است . این مورد دوباره با باباجون هم تکرار شد.

خاله جون زنگ زده بود و با دیبا خوش و بش می کرد. از دیبا پرسید پرند خوبه ؟ دیبا جواب داد : آره خوبه . مشکلی نداره !!!!!( این اصطلاح مربیهای مهد است که در جواب سوال ما تکرار می کنند )

خداحافظ  بیا علی ( یا علی )

فال حافظ امروز

گر دست رسد در سر زلفین تو بازم

چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم

/ 1 نظر / 9 بازدید
saleh hahsemi

مطلب خوبي بود زنگ فيلم جواهري در قصر براي موبايل http://www.salehforum.com/showthread.php?tid=375