ژیمناستیک خر است!!!!!!!

سلام

هفته گذشته رو با درس و کار وکلاس پشت سر گذاشتیم. تولد آرتینا جون رو خانوادگی رفتیم و تا پاسی از شب مشغول بگو و بخند با دوستان قدیمی بودیم. یک ماکت و کلی کارت اعداد ساختیم. یه سر به دکتر رشد و تغذیه زدیم و کلی فحش نثارمون شد!!!!! ولی در هر حال هفته نفسگیر و پر مکافاتی بود. دوشنبه پرند سرکلاس ژیمناستیک با تاخیر غلت می زنه و خانم ورزش هم لطف میکنه و جلوی همه بچه ها بهش میگه پرند خیلی چاقی!!!!!پرند هم واقعا بهش بر می خوره. عصر که بهش رسیدم واقعا داغون بود و در حالیکه به پهنای صورت اشک می ریخت گفت که دیگه مدرسه نمیره. اون وسط دیبا گفت که معلم ورزش خودش خیلی چاقه و منهم به پرند گفتم حتما وقتی بچه بوده همیشه بهش می گفتند فافا کپل!!!! برای همین بهت اینطوری گفته. روز سه شنبه گفت دیگه سرکلاس ژیمناستیک نمیره. گفتم پس از معلم قبلیت یک گواهی بگیر که خیلی خوب ژیمناستیک یاد داشتی و دیگه سر کلاس نرو. یه خورده فکر کرد و گفت که این خانوم همون معلم توی مهد بوده و نمی تونه بره باهاش صحبت کنه. چهار شنبه صبح بیدار شد و گفت دلش خیلی شدید درد می کنه و اصلا نمیتونه بره مدرسه!!!! گفتم چون یک جلسه خیلی مهم دارم نمی تونه خونه باشه و باید بره مدرسه. که توی مدرسه با چای نبات جادویی !!!!! رفته سرکلاس. چهارشنبه اخر وقت با مدرسه تماس گرفتم و با معاونشون که توی جلسات ورزش حاضر هست صحبت کردم . البته ایشون گفتند که خودشون متوجه نشدند و گفتند که نگران نباش و خودم موضوع رو حل می کنم. ضمنا اولین حرفی که به من زدند این بود که پرند جزء بچه های چاقمون نیست و  اون خانوم که خودش خیلی چاقه!!!!!!!شنبه پرند اومد و گفت که امروز معاونمون باهام صحبت کرده و گفته که منهم توی تابستون خیلی چاق شدم و خیلی هم تو رو دوست دارم. حالا بیصبرانه منتظر جلسه بعدی هستم. ضمنا پرند پرسید تو با معاونمون صحبت کردی که گفتم نه حتما خودشون متوجه شدند. خیلی دوست ندارم که فکر کنه من همیشه دنبالش هستم و ترجیح میدم موارد رو خودش جمع کنه. فقط یه مشکل کوچک هست و اون اینکه دیبا 4 شنبه اومد و گفت فافاکپل!!!! گفته امسال ورزشتون طناب بازی هست. نگرانیم از اینه که هفته دیگه خودم رو به خاطر بی احترامی به معلم، توبیخ کنند.

توی کلاس اجتماعی معلم به بچه ها گفته بود که یک ماکت اماده کنند. دیبا جون اومد و گفت یک پارک و یک پمپ بنزین باید درست کنم. گفتم چرا دو تا؟ گفت نه اینکه همه بچه ها گفتند می خواهند پارک درست کنند من یه تغییر ایجاد کردم!!!! در نتیجه کل 5 شنبه صبح من و پرند مشغول ماکت درست کردن بودیم و دیبا هم تشویقمون کرد!!!!!! بعد هم پرند خودش کارت پیام قرانی رو برای خودش درست کرد و کارتهای اعدادش هم بر عهده خودم بود.

پرند پرسید : کی بچه دار میشیم؟؟ گفتم هر موقع که شرایط زندگیت مناسب باشه و خودت دوست داشته باشی اون موقع بچه دار میشی. دیبا اومد توی حرفم که اول باید ازدواج کنی. پرند متعجب گفت بدون ازدواج نمیشه؟ دیبا گفت نه. چون توی تخمدان !!!! تخم درست میشه. البته اگر y زیاد باشه بچه پسر میشه و اگر کم باشه بچه دختره!!!!!!! (گفت که توی کتاب علوم خونده ) در هر حال من کلا عرضی ندارم.

بیاعلی ( یا علی)

فال حافظ امروز

تاب بنفشه میده طره مشکسای تو

پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو

/ 16 نظر / 133 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان نازنین

کار خوبی کردی....یعنی چی به بچه گفته چاق ؟؟[عصبانی] درباره پاراگراف آخر من هم کلن مبهوت هستم . واقعا اطلاعات بچه های امروزی با ما ها قابل مقایسه نیست.[ماچ][قلب]

سایبر سافت

سلام مادر دیبا و پرند عزیز یک هدیه آموزشی برای دیبا و پرند جان تدارک دیدیم که اُمیدواریم خوشش بیاد یک باغ وحش مجازی با امکانات ویژه خوشحال میشم نظر یه مادر خوب رو درباره این نرم افزار بدونم http://cafebazaar.ir/app/cybersoft.zoo.animal/?l=fa

مادر دوقلوهای ناهمسن

سلام دوست من از چاقی نگو که من لی لی تپلم [ناراحت] از برخورد معلما و شیوه ی ارتباطات رواشناسانشون نگو که ...[عصبانی] از اطلاعات علوم که اصلا نگو هنوز هنگ هنگم [تعجب]

مهتاب

سلام مامان عزیز چه حس خوبی داره خوندن اینجا ... ماشالله به دیبا جان به این اطلاعات علمی که داره .... عجب اشتباهی کرده معلم به پرند جان گفته چاق .. چطوری کسی که خودش چاق هست و میدونه این کلمه چقدر ادم رو ناراحت می کنه متوجه نشده نباید این کلمه رو بگه ![متفکر]

مامان پارمیدا

اوه مای گاد [تعجب] میبینم که این دختر گلمون اطلاعات زیادی در مورد بچه دار شدن داره ! نکنه اصرار مسئولین محترم مبنی بر ازدیاد نسل به جایی کشیده شده که تو کتابای علوم دبستان هم راجع بهش تبلیغ کنن [هیپنوتیزم]

هاله مامان رادین

سلام دوستم. خوبی؟ خدا رحم کرده هنوز کنجکاویشون گل نکرده پیگیر بشن چجوری تخم درست میشه![شرمنده]

مريم

سلام دوستم خوبي دخمل گلي ها خوبن؟ تخم درست ميشه خيلي باحال بود . [قهقهه]

مرمر مامان کیان

سلااااام عزیزم بعد ار مدت ها اومدم وبلاگت و کلی کیف کردم که دخترای گلت اینقدر بزرگ شدن[قلب][قلب] کار جدید مبارک باشه ایشالا که هرجا هستی موفق و پیروز باشی

مامان نادیا و محمد امین

سلام گاهی با سر زدن به بقیه وبلاگها و خوندن نظراتشون دوستان قدیمی را پیدا می کنیم خیلی وقته بهتون سر نزده بودم ما هم برای ماکت دو تا آپارتمان و چند تا گل درست کردیم[چشمک] همه بچه ها هم تابستان یکمی به رو می یان و دوباره با شروع مدارس لاغر میشند در نتیجه پرند خانم هم غصه نخوره[ماچ]

مامان اشکان

سلام نازنینم خیلی دوسشون دارم خدا حفظشون کنه[ماچ]