اعترافات

سلام

پرند گفت یه چیزی یواشکی در گوشت میگم تو هم بعدش یواشکی در گوشم بگو اه ه ه ه ه . گفتم باشه. گفت کسرا دائم دستش رو می کنه توی دماغش. منهم یواشکی در گوشش گفتم اه ه ه . بعد ازش پرسیدم شما چیزی بهش نمی گین؟ گفت نه چون همیشه چیزهای جالب میاره و اگه بهش چیزی بگیم بهمون نمیده!!!!

دیبا اومد خونه و گفت میشه با هم نماز رو تمرین کنیم ؟ امروز 3 تا غلط داشتم. گفتم معلمتون گفت که خوب می خونی غلطهات کجا بود؟ گفت روی جورابم مسح پا رو کشیدم. دستم توی جیبم بود که نماز می خوندم دور و برم رو هم نگاه می کردم!!!!!

پرند با غصه اومد خونه و گفت دیگه برایم اجیل نگذار. گفتم چرا؟ گفت آخه همه بچه ها اومدند و هی بهم گفتند پرند به ما پ.سته میدی؟ و هر چی پ.سته داشتم ازم گرفتند.راستی تا یادم نرفته بگم که صبح هم پرند رو با پ.راید رسونده بودم مهد!!!!!!!!!!!!

به شدت گرفتارم و هنوز نرسیدم که برای خرید برم. پرند عکاسی داشت و من با بیچارگی تونستم از توی انبار ذخیره 3 تا لباس برایش ور کنم. عصر که اومد با غصه گفت که خاله اکرم گفته تو لباسهای به این قشنگی رو از کجا میاری/ می گفت بهشون گفتم اینها مال دیباست ولی مامانم بهم داده که باهاشون عکس بگیرم. کلی دلم کباب شد برای بچه و دلم ضعف رفت برای این صداقتش.ضمنا به حدی ذهنم درگیره که جلسه انجمن اولیا رو هم فراموش کردم برم و در نتیجه دیبا طفلکی به خاطر فراموش کاری مواخذه شد. 

روز چهارشنبه دیبا و پرند و رکسانا و پرستش خونه صبا  دعوت بودند . که تا 8 شب حسابی بهشون خوش گذشته بود. فقط پرند یه خورده شاکی بود و گفت اصلا بازی نکرده و فقط بچه ها رو نگاه کرده. چون از همشون کوچولو تر بوده.

بی صبرانه منتظر شروع سال جدید هستم.

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

 به جان پیر خرابات و حق نعمت او

که نیست در سر من جز هوای خدمت او

/ 12 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان نازنينها

اي قربون اون نماز خوندن عروسك زيبا و اون صداقت پرند عسلي ٠ چند روز پيش داشتيم فيلم تولد دوسالگي فاطمه رو توي مهد ميديديم كلي براي پرند قلمبهكه اون موقع خيلي كوچولو بود دلم ضعف رفت ٠ ببوس هردوتاشون رو دوستجونم

لیلی مامان یونا

سلام خوبی خانومی ؟ سام مثلا چی میاره که اینقدر جالبه [خنده] ای جاااانم نمازت قبول خاله جون [بغل] بابا بچمون پولداره پسته میخوره پراید سوار میشه [عینک] آخر سال همه گرفتارن انشالله به همه کارات برسی

daisy

غلط نماز خوندن دیبا خیلی باحال بود[خنده][قهقهه]

فرزانه مامان رایا

سلام عزیزم الهی قربون این نماز خوندنش برم با وضو گرفتنش، خوب خانم خوراکی پول داری به بچه نده، بووووس

mumi

سلام عزیزم وای خدا چققدر این دو تا گلای شما با نمکند کلیی خندیدم.[ماچ][ماچ]مخصوصا اون خاطره اشتها آور اولی[خنده]

سميه

سلام دوستممممممممممممممم خوبيد اي جانم دلم ضعف رفت واسه اين دوتا گل نازت خداي مهربان حفظشون كنه

مامان آرش

ميبينم كه از دريافت يارانه محروم شديد. حكايت نمازخوندنهاي بدون چادر من تو سن ديبا شده. عكسهاشونو بيار ببينيم.

مامان نازنین

یعنی واقعنی چه چیزهای جالبی در میاورده ؟ [خنده] خدا حفظشون کنه .[ماچ]

ثمانه مامان مهدیار

سلام عزیزم............. پس واجب شد یارانه شما قطع بشه... پسته و پرایدو!!!!!!!!!!!!!!! هیچی دیگه[قهقهه] سال نوت پیشاپیش مبارک گلم..... ایشالا سالی پر از موفقیت باشه برات کنار جوجه هات و همسر گلت [قلب][ماچ][گل]