خاکستری

سلام

۵ شنبه داشتیم می رفتیم خونه ببینیم . اصرار می کرد که این جارو و خاکستری ( خاک انداز که بعداٌ به بیل تبدیل شد ) رو ببریم که خونه مردم رو جارو کنم14.gif. با توجه به علاقه اش به رنگ نارنجی و با توجه به این اصرارش یک مقدار در مورد شغل آینده اش خاطر جمع شدم که برای زندگیش هدف داره !!!!!!!!

باباجون داشت در جهت افزایش اطلاعات دیبا گام بر می داشت پرسید :

  • دیباجون برفها رو با چی جمع می کنند ؟ دیبا گفت با پارو41.gif
  • زباله ها رو با چی جمع می کنند ؟ با جارو41.gif
  • آب رو از روی زمین با چی جمع می کنند ؟ با شیشه07.gif

با باباجون رفته بود دسته ببینه. گزارش مشاهداتش به شرح زیر است :

این آقاها داشتند دسته می رفتند. مگه دسته اسباب بازیه ؟؟؟ آقاهه یه چیزی گرفته بود دستش ( بلندگو ) داشت می خوند. اون آقاها هم یک چیزی مثل بادبزن ( زنجیر ) داشتند هی اینجوری می کردند ( می زدند پشتشون ) . مامان گوسفندا توی آفتاب واسه خودشون خوابیده بودند ( طفلکی ها همگی سر بریده شده بودند) .

خدا حافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

گوهر مخزن اسرار همان است که بود

حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو مامان آرش

سلام سلام صد تا سلام ممنونم از لطفت. ماشاءالله به اون زبونش

نسيمه

من سعی کردم آرتا نفهمه که گوسفندا کشته ميشن تولد ديبا خانمی چه نزديکه

سارا

کاش گوسفندا رو تو اون حالت نميذاشتين ببينه! تو ذهنش اثر بد ميذاره

مامان پرهام

مثل اينکه بچه های دهه ۸۰ از پسر و دختر عاشق جارو و پارو هستند ما اين مشکل را با پرهام داريم کارش به جايی رسيده که ديگه به جارو کوچولو های دستی هم قانع است خانمی مگه ميخواين دوباره اسباب کشی کنيد؟ ديبا و پرند را ببوس