Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

تخم مرغ

سلام

امروز بچه ها دوتا تخم مرغ آب پز بردند تا تزئینش کنند. نتیجه کار بر روی سیر دیروز هم خیلی خوب بود. به محض تکمیل سفره هفت سین عکسها رو خواهم گذاشت.

دیروز یه سر هم به سبزی فروشی زدیم. ماهیها رو توی ظرفها جداگونه ریخته بود. بعد پرند یه ماهی رو دیده بود و می گفت خوب اینکه مال ماست حالا اون یکی دیگه ماهیمون کجاست. فروشنده هم به خوبی از پس اجرای نقشش بر اومد.

پرند داشت با من صحبت می کرد گفت اصلا توی شهر ما دزد هم هست؟ بهش گفتم همه جا میتونه دزد باشه. با تعجب پرسید دخترها هم دزد هستند؟ گفتم هر کس وسیله کسی رو بی اجازه برداره یعنی دزد هست. دیبا پرسید یعنی بچه ها هم ممکنه دزد باشند؟ گفتم آره دخترم. دیبا گفت یه روز یه نفر توی پارک یه بچه رو دزدیده بود. گفتم خوب اونهم بچه ای رو که مال خودش نبود رو برداشته بوده دیگه. گفتم که باید همه حواسشون رو جمع کنند تا مشکلی پیش نیاد. بعد پرند گفت که آناهید یه انگشتر برقی آورده بود که مال پدر بزرگش بوده. گفتم حتما پدربزرگش بهش کادو داده. گفت نه مال نامزدیه پدر بزرگش هست!!!!!!!!!!!!!!! بعد پرسید نامزدی همون ازدواجه؟؟؟؟؟ گفتم مربوط به قبلش هست (ولی فکر کنم امروز شال و کلاه کنم و برم ته و توی قضیه نامزدی بابا بزرگ آناهید رو دربیارم به نظرم موضوغ مهمیه!!!!)

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد 

باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۱٢/٢٢ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند