Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

خرید

سلام

امیر رضای نازنین ، عزیز عمه ، تولدت مبارک

دیروز دیبا با مظلومیت هرچه تمامتر گفت مامان برای عید برای ما خرید نمی کنی؟ گفتم چرا مامان یه خورده سرم خلوت بشه حتما می ریم و کلی خرید می کنیم. خدا رو شکر سال گذشته در یک اقدام انتحاری مقادیر متنابهی براشون لباس خریدم که هیچ کدومش رو هم استفاده نکردند یه سری براشون بزرگ بود و در آخرین لحظه هم نظرمون عوض شد و برای هرکدومشون کت و شلوار گرفتیم. در نتیجه امسال خیلی نگرانی نداریم. مضاف براینکه برای تولدشون هم توی مشهد کلی لباس کادو گرفتند که کلا گذاشتم همونجا باشه که برای عید استفاده کنند. حالا اگه وقت کنم بگردم و یه لباس خیلی خاص پیدا کنم براشون می گیرم.  

امروز تولد دوستشون ستاره بود. توی مهد دوشنبه ها روز تولد هست ولی چون عمو موسیقی برنامه اش عوض شده افتاده یکشنبه و من بی خبر از همه جا دیروز که در حالت کاملا له رسیدم مهد متوجه شدم که امروز تولد ستاره هست. هونجا اعلام کردم که من هدیه نگرفتم. خاله اقدس گفتند که بچه ها می تونند برای دوستشون نقاشی بکشند. خلاصه دیشب تا 10 شب بساط نقاشی پهن بود توی این فاصله با سر زدن به مخفیگاه تونستم یه خورده کتاب و ماژیک و سی دی مناسب هم پیدا کنم و هدیه امروز هم جور شد. امروز هم در کمال ناباوری دیبا بیدار شد و گفت که باید دامن بپوشه . کلی لباس دخترونه پوشید و عطر هم زد ، گردنبند متناسب با لباسش هم انداخت. رژ لب هم خواست که گفتم تا موقع تولد پاک میشه و توی مهد هم نبر چون دوستهات هم می خواهند که بزنند و رژ لب یه وسیله شخصی هست.

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی)

فال حافظ امروز

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۱٢/۸ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند