Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

لباس اسپرت

سلام

در طی هفته پیش دیبا هر روز یک سارافون لی آبی با یک بلوز آستین بلند و یک جوراب شلواری پشمی پوشید و رفت مهد کودک. بماند که برای رفتن به نانوایی - خرید- سر زدن به کولر روی پشت بام هم از همون لباس استفاده می کرد. حتی توی خونه هم همون را می پوشید. ۲ شنبه که رسیدیم خونه باباجون بهش گفت برو این لباس را در بیار و یک لباس اسپرت بپوش. دیبا هم اومد به من گفت لباس اسپرت بده بپوشم. منهم یک بلوز و شلوار بهش دادم که بپوش . اینهم اصرار که لباس اسپرتم را بده . هر چی بهش توضیح می دادیم که این همون اسپرته است جواب نگرفتیم . اخرش گفتیم همین سارافونت خوبه نمی خواهد لباس دیگه ای بپوشی.  

البته خدا رو شکر دیروز به خاطر تذکر مامان دوستش که بهش گفت مگه تو لباس دیگه ای نداری رضایت داد که لباسش عوض بشه.   اما امروز دوباره همون سارافون را می خواست که ما هم بهش گفتیم مامان علیرضا بهت می خنده و میگه مگه لباس نداری . امروز هم بی خیال شد.

راستی پرند بالاخره موفق شد به طرف جلو سینه خیز کند چون تقریبا ۲ هفته ای می شد که فقط از دنده عقب استفاده می کرد.

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٤/٢٠ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند