Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

آخرین تولد در مهد

سلام

امروز برای دیبا توی مهد جشن گرفتم. امسال اخرین تولدی هست که برای دیبا به این شکل گرفته می شد و سعی کردم تا جایی که میشه بهش خوش بگذره تا حسابی خاطره خوبی براش باقی بمونه. عمو ابی هم کل مراسم رو اجرا کرد و بچه ها زدند و خوندند و رقصیدند.  آخر وقت هم می گفت حالا یه خورده آهنگ غ.یر مجاز بزنم. بهش گفتم تولد م.ختلط که برگزار می کنی غ.یر مجاز هم بخون دیگه چه شود!!!! دیبا  الان هم گفت که خیلی بهش خوش گذشته. برای سفارش کیک کلی اینترنت رو زیر و رو کردم و چندتا طرح جالب انتخاب کردم. خدا رو شکر قنادی نزدیک خونه اینقدر وضعش خوبه که حاضر نیست هیچ تغییری توی وضع موجود ایجاد کنه و منهم چون نمیدونستم امروز چه برنامه ای دارم ریسک نکردم که به یه قنادی دورتر سفارش بدم.  در نتیجه حاصل کار کلی با اون چیزی که سفارش دادم فرق داشت. دیبا هم نامردی نکرد و توی مهد تبلیغات بسیار موثری برای قنادی کرد. اگه خبر ورشکستگیشو شنیدین بدونید از کجا آب خورده!!!!!

 

فارغ التحصیلیتون رو ببینم.

 

الان تولد کی بود؟؟؟؟ همه کار باید با هم انجام بشه.

 

نوش جونتون

چشم ما روشن شد و رقص دیبا خانوم رو هم دیدیم.  یه چیزی تو مایه های رزم چاقوی م.ستشار بود!!!! خاله اقدس اون وسط پرسید تو مطمئنی که این کلاس رقص میره؟؟؟؟؟ گفتم وا... پولشو که داریم میدیم دیگه بقیه اش با شماست.

وسط مراسم یه لحظه پرند رو گم کردم. پرسیدم کجاست؟ مربیش دقت نکرده بود که این بچه من برای تولد کفش برای خودش اورده و اشتباها با دمپایی هدایت شده بود به محل برگزاری جشن و خودش اون وسط رفته بود و کفشهاشو پوشیده بود ولی دقت نکرده بود که دامن هم توی کیفش هست و باید اون رو هم بپوشه و در نتیجه در مراسم با بلوز و شلوار شرکت کرد. ظهر هم بچه ها مهمان دیبا بودند که با زرشک پلو و مرغ از دوستاش پذیرایی کرد .  جای همگی خالی.

 

خداحافظ  بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

روزگاری است که سودای بتان دین من است

غم این کار نشاط دل غمگین من است

 

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۱۱/۱۸ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند