Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

اتفاقات مهدکودکی

سلام

دیبا دیروز رفته کلاس پرند و به خاله سحر گفته میاین خونه ما ؟ خاله گفتن : چرا که نه . دیبا گفته من یه عالمه اسباب بازی دارم بیاین با هم بازی کنیم . بعد هم ازش پرسیدن غذا چی میدی ؟ گفته مامانم براتون پلو کرفس درست میکنه ( در راستای اشتغال زایی برای مامان )

حسام همکلاسیش جیغ میزده رفته بهش گفته حسام ساکت باش من تخمه با پوست خوردم حالم خوب نیست میگم بابام بیاد حالتو بگیره

یکی از مربیهای دیبا به یکباره از مهد رفته . امروز یک مربی جدید براشون اومده امیدوارم این هم به اندازه خاله مریم مهربون و دوست داشتنی باشه که دیبا به راحتی بره مهد.

امروز نسبتا زود رسیدم یعنی قبل از ساعت ۱۰/۸ تونستم کارت بزنم و خدا رو شکر تاخیر نخوردم ( جز موارد نادر بود ) دلیلش هم اینکه امروز دیبا رو می بردن پارک و به عشق اون دیبا صبح زود بیدار شد و سریع هم اومد بیرون .کاشکی هر روز می بردنشون پارک

خداحافظ بیاعلی ( یا علی )

فال حافظ امروز

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/٤/۱٢ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند