Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

چه خبرها؟

سلام

چهارشنبه صبح به بچه ها گفتم سریع بیایین بریم چون باید برم بانک پول بردارم برای عکسهاتون. پرند گفت نمیخواد بری بانک . ما خودمون از توی کیفمون بهت پول میدیم!!!!!!!!!

 چهارشنبه خیلی روز خوبی بود. صبح سینما پردیس فیلم نخودی و بعد هم ناهار کوکوسبزی توی پارک ملت. دیبا و پرند با هیجان گفتند که ٣ بار ناهار خوردند. ساعت ٢ هم برگشته بودند مهد کودک. به حدی شیطونی و بدو بدو کرده بودند که توی مهد همگی بیهوش شده بودند.

۵ شنبه صبح یه سر رفتیم پارک . جدیدا توی پارک یه دونه بارفیکس وصل کردند که دونه به دونه قلابهاشو میشه گرفت و حرکت کرد. حالا دیبا عاشق این وسیله شده . تا حالا تونسته ٣ تا قلاب رو بگیره و اون ۶ تا قلاب داره. فکر کنم حالا حالاها کار داریم تا کاملا بتونه حرکت کنه.

یه کاردستی از شهر کتاب گرفتم که شامل یه پارچه برش خورده و مقداری نخ و سوزن پلاستیکی بود که در نهایت عروسک نمایشی درست میشد. جمعه ظهر ٢ ساعتی با اون مشغول شدند.

دیشب پرند گفت میدونی خورشید میشه سان. گفتم آره . گفت داری انگلیسی یاد میگیری؟ گفتم آره.  گفت راستی تاب و سرسره و الاکلنگ رو هم یاد گرفتیم. تو میدونی چرخ و فلک چی میشه؟ گفتم نه هنوز به ما یاد ندادند. گفت ولی ما یاد گرفتیم!!!!!!!!!! ( باید به معلم زبانم بگم یه خورده سریعتر بهمون یاد بده که یه وقت عقب نمونم!!!!)

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی

پرکن قدح که بی می مجلس ندارد آبی

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۸/۸ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند