Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

غریبه

سلام

باباجون، سپهر جون تولدتون مبارک.

تا خواستم برم توی بالکن لباس پهن کنم پرند جلوتر راه افتاد و گفت میرم گیره های لباسها رو مرتب کنم. بعد هم توضیح داد که اگه غریبه اومد و شکلات داد ازش نمی گیرم. دیبا وسط هال ولو شده بود و می خندید و گفت مامان مگه غریبه می تونه نرده ها رو ببره و از روی آسمون بپره توی بالکن خونه ما؟؟؟؟ پرند بدون اینکه خودش رو از دسته بندازه گفت که همیشه غریبه ها میان سراغ بچه کوچولو های تنها!!!!!!!!!!!!!!!

به منظور ارتقا سطح موسیقیایی بچه ها رفتم و سی دی همه اقوام من رو گرفتم. استقبال بد نبود فقط یه مشکل پیش اومده اونهم اینکه پرند توی خونه راه میره و می خونه : رو پات میشینه نعنا   سیرکل میکشه نعنا!!!!!!!!!!!!1

توی حمام دیبا میگه دیگه نباید بگی موهاتو شونه کنم باید بگی هوم یور هیر!!!!!!!!!!! پرند عصبانی برگشته میگه نه باید بگی کامب یور هیر!!!!!!!!!

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی

که هم نادیده می خوانی و هم ننوشته می خوانی

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۸/۱ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند