Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

امان از همسایه

سلام

جمعه جلسه ساختمان بود. همسایه طبقه پایین کلی شکایت کرده بود که بچه های ما خیلی بالا و پایین می پرند. موضوع اینه که این خانواده خودشون یه بچه حدود ٣ ساله دارن که این بچه صحبت نمی کنه و سر هر چیزی جیغهای وحشتناک می کشه حتی ساعت ١٢ شب!!!بعد ساعت ٨ شب در خونه ما رو می کوبند که بچه هاتون ساکت باشن که بچه ما خوابیده. منهم کلی حرص می خورم. چون احتمالا به خاطر رفتارهای عصبی پدر محترم این بچه به این وضع افتاده و کفرم در میاد که به خاطر این آدمها بخوام بچه ها رو ساکت کنم. در حالیکه فکر کنم توی تایمهای مجاز بچه ها حق دارند که توی خونه بازی کنند. ولی هرگز ساعت ٩ به بعد یا روزهای تعطیل توی فاصله ١ تا ۵ و صبحها قبل از ساعت ٩ نمی تونند بازیهای هیجانی کنند. باباجون هم کلی عصبی بود که این آقا نمیگه که بچه خودم مشکل دارم میگه بچه های شما مشکل دارن!!!! فعلا اعصاب ندارم.

دیروز بچه ها داشتند با لگوهاشون بازی می کردند پرند یه قطعه رو کرد توی دهنش که با دندون بتونه بازش کنه!!!باباجون سر دیبا داد زد که تو چرا به پرند نمیگی با دندونش نباید چیزهای سفت رو باز کنه. دیبا گفت بهش گفته بودم جلوی تو!!! این کار رو نکنه. نمیدونم چرا کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باباجون شعر بن ١٠ رو به تقلید از دیبا و به شکل کاملا چرت و پرت می خونه. دیبا دیروز در حالت کاملا کلافه گفت ببین بابا دارم بازی می کنم وقت ندارم . یه دور تند برات می خونم یاد بگیر و دیگه اینقدر اشتباه نخون!!!!!!!!!!!

دیبا مسخره می کرد و می گفت مامان ! هیراد توی شعر بن تن به شهاب میگه شخاب!!! ( یکی باید به خودش بگه که به کهکشان میگه کپکشان!!!!)

خودم نوشت: مرسی از احوالپرسیتون . واقعا بهتون افتخار می کنم. چهارشنبه یه کلاس رفته بودم. تا ١۵ آبان از هر نظر که فکر کنید کار دارم. هم کارهای شخصی، هم کارهای شرکت و هم باید یه مطالعه خیلی شدید انجام بدم. ٢ تا اتفاق خیلی مهم داره برام می افته  که در مورد یکیشون ٨ ساله که منتظرش هستم و امیدوارم بتونم نتیجه شو رو ببینم. التماس دعا دارم شدید.

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

دی پیر میفروش که ذکرش به خیر باد

گفت شراب نوش و غم دل ببر زیاد

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/٧/۱٠ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند