Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

بچه

سلام

 دیبا پرسید که بچه چطوری میاد توی دل مامانش؟ منهم در کمال صداقت ! بهش گفتم وقتی دونفر همدیگه رو دوست دارن با هم ازدواج می کنند. بعد یه مدتی که گذشت از خدا می خوان که بهشون بچه بده. بعد بچه مثل دونه که میکاریم میره توی دل مامانش و کم کم بزرگ میشه و به دنیا میاد. ( توجه کردین که یه کلمه هم دروغ نگفتم ). بعد دیبا به این شیوه اطلاعاتش رو به رخ خاله سمیرا کشید که بچه اندازه یه نخود میره توی دل مامانش بعد اندازه ماش میشه!!! و کم کم بزرگ میشه تا دنیا بیاد.

دیروز هم پرند رفت کلاس بالاتر و دیبا هم رفته بود امادگی و هر دو کلی خوشحال بودند. یه تغییر دیگه اینکه خاله مژگان معلم زبان پرند و خاله نگار معلم دیبا شدند. فعلا اوضاع روبه راهه.

دیروز پرند داشت موقع حمام کردن اذیت می کرد. بهش گفتم فکر می کنم اشتباه کردیم تو رو فرستادیم کلاس بالا . تو هنوز کوچولویی. نعره کشید که من کلاس بالا نرفتم کلاسمون هنوز طبقه پایینه!!!!!

خودم نوشت: خواهش می کنم برای سلامتی یه مریض بدحال دعا کنید.

 

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

روزگاری است که سودای بتان کار من است

غم این کار نشاط دل غمگین من است

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/٧/٤ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند