Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

زغال اخته

سلام

چهارشنبه که رفتم سراغ بچه ها ، دیبا دستکش یکبار مصرف دستش بود و با نگرانی گفت چرا اینقدر زود اومدی سراغمون؟ گفتم چیزی شده؟ گفت آره هنوز میزهای آمادگی رو گردگیری نکردم از شنبه باید بریم اونجا!!!!!!!!!!! (خدمتکار مهدشون گفت از ساعت ٣ رفته روی مخ من که بیا بریم اونجا رو تمیز کنیم و من تا حالا مقاومت کردم)

با خاله سمیرا باشگاه سری تشکیل دادند. توی اتاقشون بین کتابخونه ها و تختهاشون یه فضای ٠.۵ * ٠.۵ وجود داره و اونجا شده باشگاه (ایده شو از فرانکلین گرفته اند). کلمه رمز این هست: دیزل دازل- فیزل فازل- دلنگ دولونگ- زغال اخته- پوف- سلام -نه .دیروز توی باشگاه ، پرند خدمتکار بود و  داشت موهای دیبا رو شونه می کرد. از دیبا پرسید سرتون درد اومد قرآن ( بخوانید قربان!!!)؟ دیبا گفت : نه. ادامه بده. جدیتی داشتند که من از زور خنده از اتاق زدم بیرون.

خودم نوشت: دیروز دیبا یه نقاشی کشید و آمد داد دست من که روی اون بنویس خیلی خیلی دوستت دارم از طرف دیبا برای هیراد و من به عنوان یه مادر امل و شهرستانی، فقط روی اون نوشتم به دوست خوبم هیراد - از طرف دیبا . ( فکر کنم آینده دخترم خراب شد و رفت!!!!)

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

بنال بلبل اگر با منت سر یاریست

که ما دوعاشق زاریم و کار ما زاریست

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/٧/۳ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند