Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

گنجشکی

سلام

دیروز کلیدمون رو خونه جا گذاشته بودیم. ساعت ٣ ظهر راه افتادیم و رفتیم پارک. فضا کاملا اختصاصی بود و بچه ها حسابی بازی کردند. از اون فرصتهایی بود که کلی خوش گذشت.

توی مهد درباره روز کله گنجشکی صحبت کرده بودند. دیبا هم خیلی ذوق زده گفت که من می خوام روزه بگیرم. چون فقط صبحونه می خوریم دیگه وسط روز میوه نمی خوریم. بعد ناهار می خوریم از خواب هم که بلند شدیم دیگه خوراکی نمی خوریم تا شب. خلاصه دیروز بچه ام روزه بود. یه بستنی توی پارک  و یه پکیچ خوراکی توی مهد به عنوان افطاری رو خورده بود. هر چی باباجون می گفت بیا میوه بخور می گفت نه من روزه ام. پرند هم نصف کیکش رو خورده بود باباجون بهش گفت بقیه اش رو نمی خوری؟ گفت نه من گنجشکیم نباید بقیه اش رو بخورم.

پرند داشت توضیح می داد که خاله خمیرمون!!!! گفته که باید گل رو اینطوری درست کنیم. دیبا عصبانی گفت اسم اون خاله خمیر نیست خاله سفاله!!!!!!!!!!!!!!!! با تحقیقات بعدی مشخص شد این مادموازل اسمشون دیبا جون هست.

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

دوش از مسجد سوی میخانه امد پیر ما

چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/٦/٢ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند