Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

سلطان و گاگول

سلام

دیروز رفتیم تاتر سلطان  و گاگول. کاملا مشخص هست که طبق معمول آویزون ننه گلی و نارگل جونم بودیم و بعد هم امیر دایی بهمون ملحق شد. نارگل جونم کلی با مهربونی وسط تاتر بلند شد و برای پرند بیسکوییت باز کرد. تشویققلب موقع رسیدن جلوی خونه هم نمی خواستند از هم جدا بشن و از ما قول یه فرصت نزدیک رو گرفتند که دوباره کنار هم باشن و بازی کنند. قلب الهی که دوستیشون همینطور پایدار بمونه.

چند روز قبل دیبا اومد و پیشنهاد شطرنج رو داد. توی جشن نمایش شطرنج رو هم بچه‌ها اجرا کردند و من فکر کردم که اوضاع خیلی خوبه دیگه. صفحه رو چیدیم و دیبا خیلی حرفه ای شروع کرد . پیاده رو اورد جلو و توی حرکت بعدی فیل رو آورد بیرون. منهم به شدت مشغول تحسین بازی بچه ام بودمابله . بعد دیدم کلا داره با فیل بازی می‌کنه. چندتا مانوار که کرد گفت میشه حالا فیل رو بکشی تا من یه مهره دیگه رو بیارم و حرکت بدم؟؟؟؟؟؟ بعد پرند هم وارد بازی شد و در نهایت مهره ها رو برداشته بودند و  توی سروکله هم می زدند. پرند پیاده رو آورده بود تا جلوی پیاده‌های سیاه . بعد ‌گفت حالا می خوام ببرمش عقب. بهش گفتم نمیشه مامان جون این باید همیشه بره جلو. گفت نه می خواد بره به دوستاش خبر بده که آماده باشن !!!!!!!!!!!!!!!!!!قهقهه فکر کنم الان برای مسابقات شطرنج قهرمان جهان آماده باشیم دیگه.چشمک

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

صبا به تهنیت پیر میفروش آمد

که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد  

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۳/٢٦ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند