Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

جشن

سلام

دیروز جشن مهد کودک برگزار شد. این جشن در واقع فارغ التحصیلی بچه های پیش دبستانی و معارفه بچه های امادگی بود. گروه همکلاسیهای دیبا فقط یه سرود ١٢ امام رو خوندند و در تمام مدت جشن روی سن و اطراف واسه خودشون می گشتند. و ما هم از اینهمه صبوری مربیها و کادر مهد در شگفت بودیم. شما فرض کن یه چیزی حدود ۴٠ تا بچه شیطون از در و دیوار سالن برن بالا چه شود. پرند هم یه مدت کنار ما بود ولی موقع سرود دیبا با نعره گفت که می خواد بره کنار دیبا و معاون مهد دوان دوان اومد و پرند رو هم به روی سن منتقل کرد. بعد هم پرند همراه با دیبا کادو گرفت و اومد پایین!!!! در پایان جشن تقریبا تمام ماهیچه های قلبم درد می کرد و واقعا دلم به حال مربیهای مهد سوخت که روزی ٨ ساعت با این بچه ها چکار می کنند؟؟؟؟؟؟به محض اینکه موسیقی پخش می شد یه عده دختر و پسر می پریدند روی سن و موزون از خودشون در می‌کردند. البته دیبا و پرند هم حضور داشتند ولی اگه از اون کنده های روی سن حرکتی سر  زد از این دوتا هم حرکتی مبنی بر موزون سر زد.

داشتیم می رفتیم یه جا خرید. پرند گفت یا باید بریم پارک یا باشگاه. دیبا بهش گفت امروز باشگاه تعطیله. پرند گفت پس یا باید بریم پارک یا یه جای دیگه!!!!! باباجون گفت باشه پس میریم یه جای دیگه. پرند نعره زد نه بایدم بریم پارک. باباجون گفت خودت گفتی یه جای دیگه. پرند گفت یه جای دیگه خوب همون پارکه !!!!!!!!!!!!

 

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

 ای که مهجوری عشاق روا میداری

بندگان را زبر خویش جدا می داری

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۳/٢٤ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند