Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

عمومی- خصوصی

سلام

چهارشنبه بعد از ظهر توی خیابون ولیعصر کار داشتیم. افتادیم توی ترافیک شدید . دیبا شروع کرد به توضیح دادن که می دونین قطار و اتوبوس عمومی هستند و ماشین خاله اقدس خصوصیه؟؟؟؟؟؟؟؟ ما هم شروع کردیم به سخنرانی و در باب وسایل نقلیه براشون صحبت کردیم. نزدیکهای جایی که کار داشتیم یه جا پارک خوب گیر آوردیم و رفتیم به محل سوژه. بعد متوجه شدیم که می تونیم یه جای دیگه هم سر بزنیم که بالاتر بود. باباجون گفت بیایین با تاکسی بریم و پیاده برگردیم. دیبا کلی ذوق کرد. همون موقع یه پراید جلومون ترمز کرد و سوار شدیم حالا دیبا گیر داده بود مگه شما نگفتین قراره با تاکسی بریم چرا با پراید رفتیم؟؟؟؟؟ موقع برگشتن دیدیم اتوبوس هم بد چیزی نیست. دیبا نگاه می کرد توی اتوبوسها و می گفت تمام صندلیها پر شده ما نمی تونیم سوار بشیم. بهش گفتیم فلسفه اتوبوس سواری اینه که ایستاده باشی . یه اتوبوس نسبتا خلوت اومد .من پرند رو زدم زیر بغلم توی زنونه و باباجون هم دیبا رو کشید توی مردونه. به محض اینکه من وارد شدم یه خانم لطف کرد و جاشو داد به من ( یاد جوونیهای خودم افتادم !!!!).بعد طبق معمول باباجون پول خرد نداشت و من از ته اتوبوس پول فرستادم سر اتوبوس. یه ایستگاه بیشتر فاصله نبود ولی این دوتا حسابی کیف کردن. این بود گردش چهارشنبه ما!!!!!!!!! و بدین ترتیب اولین اتوبوس سواری این خانمها اتفاق افتاد.

باباجون داشت توی آشپزخونه ظرف می شست. دیبا گفت بابا چرا داری ظرف می‌شوری؟؟؟؟؟ پرند از این طرف گفت از بس مامانمون تنبله!!!!!!!!!!!

 

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت 

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۳/٢٢ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند