Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

تقسیم

سلام

دیروز دیبا فقط موفق شده بود نصفه بسته رو تقسیم کنه. چون بچه ها داشتند امتحان می کردند که کی قویتره و برای همین با مشت می کوبیدن روی میز در نتیجه ظرف میوه دیبا چپه شده و دیبا یه مدت طولانی داشته میوه هاشو جمع می کرده برای همین نرسیده بود بسته رو کامل تقسیم کنه ( هنوز هم یاد نگرفته که میتونه بقیه اشو بریزه سطل زباله .البته تا وقتیکه مامانش هست سطل زباله برای چی؟؟؟). قهقهه

امروز دیبا یه پیشنهاد خیلی عملی داد. گفت مامان اسممون رو توی دوتا مهد بنویس که روز درمیون بریم مهدابله.

یکشنبه جشن هست. بهمون کارت دعوت دادند برای دونفر. بعد دیبا گفته بود پرند چی؟ گفته بودند پرند رو نمی تونید بیارید!!!!!!!!!! دیبا کلی غصه اش گرفته بود که حالا ما پرند رو چکار کنیم. امروز صبح رفتم و برای پرند هم کارت گرفتم. دیبا یه نفس راحت کشید.

امروز صبح پرند یه صندل برای خودش برداشت که ببره مهد. گفتم تو که صندلهات توی مهد هست. گفت آخه آذین !!!! سبزدوتا صندل میاره منهم باید ببرم. من اگه این آذین خانم رو ببینم مطمئن باشین که خفه اش می کنم. عصبانی

خداحافظ بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و از هر دوجهان آزادم

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۳/۱٩ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند