Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

دوبلور

سلام

دیبا گفت مامان میدونی اینهایی که توی فیلم هستند واقعی نیستند. یه آدمهای دیگه‌ایی به جای اینها حرف می زنند که بهشون میگن دوبلور . بعد الان دوبلور ا.یزابل سرما خورده. دوبلور و.التر هم رفته مسافرت!!!!!!!!!!! آقای پ.درو هم نمرده دوبلورش توی فیلم  مرده.

دیروز مدیر مهد از مکه اومد و برای بچه ها انگشتر هدیه آورد. کلی ذوق کرده بودند و انگشترهاشون رو کنار انگشتر من گذاشتند و صبح هم هردو انگشترها رو گذاشتند دستشون و با بلوز و شلوارک توی خونه، رفتند مهد!!!!!!!!!!!!!! الان متوجه شدید که چرا روند کاهش موهای سر من کند نمی شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خاله سمیرا یه بازی براشون گرفته بود به نام بچین و بریز. خیلی جالبه و ما ساعتها باهاش مشغولیم. مرسی خاله سمیرا.

دیشب دیبا برای اولین بار گرسنه خوابید. غذاشون رو که کشیدم گفتم اول هال رو مرتب کنید .بعد سفره بندازین تا غذا بخوریم. دیبا رفت روی مبل و گفت اینجا به من غذا بده . منهم لج کردم و گفتم تا اسباب بازیها جمع نشه غذا نداری. اونهم همونجا خوابش برد. پرند اما بدون توجه به من اومد توی آشپزخونه و خواست غذاشو از روی کابینت برداره که من گذاشتم روی توستر. اونهم رفت صندلی آورد ولی من گذاشتم روی یخچال. مقادیر متنابهی کتک خوردم ولی بعد مجبور شد که هال رو مرتب کنه .

دیبا امروز برای خودش چاشت انتخاب کرد. یه موز برای وسط روز و یه زردآلو برای عصرونه!!!!!!!!!

از دیبا پرسیدم ناهار چی خوردی؟ گفت آخه تو چکار داری که هر روز می پرسی؟ گفتم باید بدونم که شام تکراری بهت ندم. بعد پرسیدم صبحونه چی خوردی؟؟؟؟ گفت صبحونه رو دیگه برای چی می خوای؟؟؟ گفتم حالا بگو . گفت نیمرو. گفتم آهان دیگه همینه. شام می خواستم بهت نیمرو بدم .با گاز انبر باید از زیر زبونشون اطلاعات مهد رو در بیارم . این چه وضعیه!!!!!!!!

به پرند گفتم زود شلوارتو بپوش الان پشه میاد نیش می زنه. گفت نه توی حیاط مهد یه چاله کندم همه سوسکها و پشه ها رفتند اونجا دیگه توی خونه نمیان!!!!!!!!!!! (دیروز توی حیاط مهد حسابی خاکبازی کرده بودند اسنادش روی لباسهاشون بود) 

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

یک نکته ازین معنی گفتیم و همین باشد

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۳/۱٧ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند