Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

پرند!!!!

سلام

دیشب بعد از یه جرو بحث مفصل ، پرند به من گفت اصلا دیگه خواهر نمی خوام . برو برام یه داداشی بیار اسمشو بگذار گلی تپلی!!!!!!!!! بعد دیبا بهش گفت هه هه گلی تپلی که اسم دختره. پرند گفت بایدم که اسمش گلی تپلی باشه!!!!!

دیبا به شیوه غیر حضوری داره رقصهای محلی آمادگیها رو یاد می گیره. ظاهرا بچه های امادگی دارن برای روز جشن اماده میشن و این دختر ما هم از گوشه در و پشت پنجره درگیر اونها شده. به نظرم توی رقصهای محلی بهتر از ایرونی عمل می کنه.

دیروز به زور پرند رو فرستادم توی حمام. اونجا هم در حالیکه لباس تنش بود موهاشو شستم و بعد هم اجازه نمی داد لباسهای خیس رو از تنش در بیارم و وقتی اومد بیرون هم دوباره لباس نمی پوشید. صبح هم پرند با لباس خونه رفت مهد و اونجا هم منو چسبید و مدیر داخلی اومد و از من گرفتش و برد توی کلاس. یه ده دقیقه ای توی خیابون می گشتم تا خبر رسید که آروم شده. روزهایی که با باباجون میره خوش و خندونه ولی با من حسابی ادا بازی در میاره. حسابی اعصابش به هم ریخته . دیروز هم دوباره دکتر بودیم که باز هم ضد حساسیت براش داد. به محض قطع داروی قبلی دوباره سرفه اش شروع شد.   کلا همه چی آرومه و منهم که خوشحالم

 

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۳/۱۱ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند