Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

نی اختصاصی

سلام

توی خونه یه آیس پک داشتیم و گفتم اگه غذاتون رو بخورین بهتون میدم. دیبا یه ذره خورد و رفتم که به پرند بدم. گرفت و دیگه ول نمی کرد. بهش گفتم به دیبا هم بدیم. گفت نه هرکسی باید با نی خودش بخوره چون اگه از نی همدیگه بخوریم مریض میشیم. اینهم نی منه. دیبا در حالیکه یه سطل آب یخ روی سرش ریخته بودند نشست و پرند رو نگاه کرد که تا آخر و با اشتهای هرچه تمامتر آیس پکشو خورد.

دیبا روی موج مثبت بود و گفت مامان ببین چقدر خوب غذامو خوردم مثل پسرهای ١٠ ساله هستم. گفتم آره دخترم هرکی ببینه میگه عجب دختر عاقلی. گفت مامان می‌بینی فقط پسرهای ١٠ ساله اینطوری هستند. گفتم دخترهای ١٠ ساله خیلی عاقلتر هستند ولی همچنان معتقد بود که یه پسر ١٠ ساله است. واقعا کم آوردم.

دیشب دیبا توی خواب می گفت مامان برای من ۶تا بگذار که بخورم. تو دلم گفتم تو همون یه دونه اش رو بخور ۶تا پیشکشت.

پرند می گفت ما خیلی قوی هستیم . بابا آ.ندرس رو کشتیده. عمو و.التر رو کشتیده. خودم ا.یزابل رو کشتیده ام. (صرف فعل رو دارین!!!!)

دیشب دیبا در گوش باباجون  گفت ۵ شنبه روز مادره. باباجون بلند از من پرسید این هفته روز مادره!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد دیبا دوباره در گوشش گفت اقدس جون گفته باید ٣ تا کادو بگیری. باباجون بلند گفت ٣ تا برای کی باید بگیرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دیبا که از اینهمه استعداد به ستوه اومده بود گفت دارم یواشکی بهت می گم چرا داد می زنی!!! و کلا موضوع کاملا مخفیانه منتقل شد.

 

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر ترا گذری بر مقام ما افتد

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۳/۱٠ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند