Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

گفتار نیک

سلام

یه مدت بود ما نگران پرند بودیم. چون بعضی از حروف رو در برخی مواقع خیلی خوب تلفظ نمی کنه مثلا چ و ک . دیروز یه وقت گرفته بودم برای چک. رفتیم توی کلینیک. و یه ١٠ دقیقه ای منتظر شدم تا نوبتمون بشه. اگه پول نداده بودم و از قبل وقت نگرفته بودم قطعا بچه رو می زدم زیر بغلمو و فرار می کردم. نوبتمون که شد پرند به محض ورود به اتاق یه سلام بلند بالا کرد. اونجا ٢ نفر بودند پرسیدند اسمت چیه؟ پرند. فامیلت چیه؟... اسم بابا چیه؟ ناصر. بابا کجا کار میکنه؟ دانشگاه. کدوم دانشگاه؟ دانشگاه خودش!!!! چکار می کنه اونجا؟ کارهاشو انجام میده!!!!! یعنی بچه ها روکتک می زنه؟؟ نه بابام بچه ها رو کتک نمی زنه. بعد از من پرسیدند شما الان دقیقا برای چی اومدید اینجا؟؟؟ گفتم تا قبل از اینکه بیام حس می کردم بچه ام خیلی واضح صحبت نمی کنه ولی از وقتی اومدم یه ریز دارم خدا رو شکر می کنم که بچه ام تنش سالمه و از نظر جسمی مشکلی نداره. حالا چ و ک رو خیلی واضح هم نگفت اشکالی نداره. دکتر گفت این یه مقدار به سنش مربوطه و حالا اگه خواستی چندماه دیگه اگه هنوز رفع نشده بود دوباره بیا.

 رفتیم پارک دیبا با سعی و کوشش داشت خلاف جهت سرسره می رفت بالا. پرند از اون بالا بهش گفت دیبا از پله بیایی بالا خیلی راحت تره!!!!!!!!!!!

چند تا دختر راهنمایی توی حیاط خونه داشتند بازی می کردند. ما هم رسیدیم . اون دخترها گفتند اجازه بدین بچه ها اینجا بمونند. گفتم مرسی ما یه خورده بالا کار داریم. (آخه نقشه کارتوم!!! این هفته ورزش و بازی هست و دیبا باید از توی روزنامه ورزشی عکس جدا می کرد که ببره مهد) دیبا گفت آره ما باید بریم بستنی بخوریم!!!!!!!!!!! قیافه اون دخترها دیدنی بود با یه تعجبی به من نگاه کردند و گفتند باشه.

 

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۳/۳ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند