Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

کیف پول

سلام

توی عید بچه ها عیدی که می گرفتند می دادند به من چون خودشون کیف پول نداشتند!!!! منهم پولها رو براشون نگهداری کردم !!!! بعدش هم دیبا  هی به من یادآوری می کرد که کیف نگرفتی و منهم دیگه از فکرش اومده بودم بیرون. چون اگه  می‌گرفتم که دیگه به درد نمی خورد!!! سه شنبه توی شهر کتاب یه مرتبه دیبا داد زد مامان کیف پول پیدا کردم. تمام افرادی که اونجا مشغول کارهای فرهنگی بودند یه مرتبه برگشتند طرف دیبا و یه صدا گفتند مال ماست!!!!!!!!!!!! دیبا هم بدون توجه به همگی رفت و از داخل قفسه یه کیف برداشت و پشت سرش پرند هم رفت. اومدیم خونه و معضل پرکردن کیف شروع شد. پرند گفت که می خواد ۴ تا پول داشته باشه. بعد که پولها رو گرفت گفت سکه هم می خواد. بهش گفتم پول خیلی کثیفه و نباید بهش دست بزنی گفت به پولها دست نمی زنم فقط با سکه ها بازی می کنم!!! بعد هم دیبا اومد و خلاصه کلی پولدار شدند. دیبا گفت از این به بعد بریم مغازه امیرآقا به جای یه پول دوتا پول بهش میدم!!! خلاصه کلام اینکه امروز صبح پول نداشتم به پارکبان بدم و ١٠٠ تومنی در ورژنهای مختلف از توی سوراخهای کیفم دراوردم و بهش دادم.

چهارشنبه رفتیم دیدن خاله زیور. بگذریم که پرند مشکل داشت و ما تمام مدت در د.ستشویی به سر بردیم اما دیدن خاله زیور و همسترش و شیرین نازنین و آیین جونم کلی ما رو خوشحال کرد. بعد هم زحمت ترانسفر رو دادیم به شیرین جون که ببینیم برای رانندگی توی جاده امادگی داره یا نه.

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

صلاح از ما چه می جویی که مستان را صلا گفتیم

به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/۳/۱ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند