Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

بی فکر

سلام

رفتیم خرید. فروشنده گفت شما خیلی پدر و مادر بیفکری هستید!!!!!!!!!! گریهگفتیم از کجا متوجه شدین؟ گفت آخه چرا موهای این پسرها رو کوتاه نمی کنید؟؟؟؟؟تعجبببین خانم این موهاش توی چشمش هست. الان هوا گرمه گرمشون میشه. بعد گفت خوب حالا نمی خواهید ببرین آرایشگاه ۵ هزارتومن هزینه کنید اشکالی نداره خودتون توی حمام این کار رو انجام بدینقهقهه. بعد دوجفت دمپایی پلاستیکی آبی گذاشت جلوی این دوتا. دیبا گفت من بنفش می خوام. پرند هم قرمز خواست. آقاهه فکر کنم فهمید ما کلا خونواده ج.لفی هستیم !!!!!!!!!!!!! ما نفهمیدیم چطوری خرید کردیم و از فروشگاه پریدیم بیرون. در آخرین لحظه گفت: آقا با شونه موهاشون رو بگیر و باقیچی بزن!!!!!!!!! جالب بود که اصلا فرصت هم نمی داد که ما توضیح بدیم و دیبا و پرند هم تمام مدت با سرشون حرفهای آقاهه رو تایید می کردند. قهقهه

امروز فرشته مهربون شطرنج کادو آورده بود. منتها شعورش نرسید که پرند این حرفها سرش نمیشه که بازی دونفره هست و برای هردوتونه. در نتیجه به سرعت برق و باد یه اسباب بازی توی کمد لباسهای پرند گذاشت و وقتی پرند بعد از قرنی در کمد لباسش رو باز کرد که لباس انتخاب کنه اون اسباب بازی رو دید ولی خیلی تاثیر نداشت چون با نعره های پرند تمام همسایه ها از خواب بیدار شده بودند.

آقای همسایه به بچه ها گفت کدومتون با پریا همکلاسین؟ پرند خیلی محکم گفت من. اومدیم توی خونه دیبا گفت این آقا بابای پریاست؟ گفتم آره. گفت پریا توی کلاس ماست!!!!!! پرند هم مصر بود که نه توی کلاس ماست. دیروز با خانم همسایه صحبت کردم و اون گفت پریا با دیباست و لیلیا با پرند. جالبه که دوتا دختر کوچولوی اونها تقریبا همسن و سال بچه های ماست و جالبتر اینکه من تاکنون به جز پدر خانواده - که فکر می کردم دوست همسایه روبه رویی هست - هیچکدوم از اعضا رو روئت نکردم.

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

کلک مشکین تو روزی که زما یاد کند

ببرد اجر دوصد بنده که آزاد کند

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٩/٢/٦ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند