Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

رابین هود

 

سلام

دیبا نشسته بود پای تلویزیون و به من گفت مامان بیا کنارم بشین می ترسم. پرند رفت کنارش نشست و گفت دیبا می ترسی؟ دیبا گفت آره. گفت نترس. من کنارت هستم!!!!!!!قهقههبغل

یه همکلاسی جدید برای پرند اومده به نام سام راد که ظاهرا توجه پرند بهش جلب شده . دیشب پرند می گفت میشه از اون شلوارهایی برام بگیری که همه جاش سیاهه ولی پایینش سفیده؟ گفتم آره کی داره؟ گفت سام رادسوال. خاله زیور گفت که پرند بچه ها رو زده. پرسیدم چی شده بود؟ گفت امیر محمد سام راد رو زد بعد من امیر محمد رو زدم ولی امیر محمد منو هم زد!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بهش گفتم آخه مادر جان تو چکاره اون مهدی ؟؟ هرکی با هرکس دعوا می کنه تو کاری نداشته باش. اون وسط واسه من رابین هود شدهمژه.

رفتم کلی گشتم و اسکوتر باربی براشون گرفتم ( همه جا اسپایدرمن داشتند) . در یک چشم به هم زدن هرچی استیکر اسپایدرمن داشتند چسبوندند روی باربیهاگریه و من دوباره همون احساس حماقت قبلی اومد سراغم که چرا اینقدر وقت گذاشته بودم و دنبال باربی گشته بودمابله .

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

بتی دارم که گردگل زسنبل سایه بان دارد

بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/۱٢/٢۳ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند