Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

عکاسی

سلام

با تلاش و کوشش فراوان موفق شدیم که وسایل بچه ها رو برای امروز که عکاسی دارن آماده کنیم . البته کفش پرند موند که یه کفش از دیبا داشتیم که کلی با لباسش ست شد و امروز می پوشه تا بریم و کفش جدید براش بگیریم. صبح خدا رو شکر زود بیدار شدند. فقط موقع بیرون اومدن پرند کیسه لباسهای دیبا رو دید که رویش عکس پلوتو بود و گیر داد که من پلوتو رو می خوام. بهش گفتم کیسه خودت که قشنگتره! گفت نه این کیسه سنگینه ، کیسه پلوتو رو بده که سبکتره!!!!!!!!!اوه

دیبا یه دامن داشت آزمایش می کرد بعد آنچنان رقصی کرد که من مات و متحیر مونده بودم . فکر کنم پارتیشن گرفتن چندان بی اثر نبوده.تشویق

دیشب پشت پای پرند زخم شده بود. کلی ناله و فغان کرد و همگی لوسی پاشو خوردیمابله. بهش گفتم چسب می زنیم بعد جوراب بپوش که دیگه به جایی نخوره . می گفت نه اگه جوراب بپوشم چسبه دیگه نمی چسبه. بیچاره شدیم از دستش.کلافه صبح هم چسب زخمش به شلوار دیبا چسبیده بود!!!!!!!!!!!قهقهه! بهش گفتم چسب اینجا چکار می کنه؟ گفت در آوردم که پام هوا بخوره و خوب بشمتعجب.

از ۵ شنبه لب دیبا یه تبخال مهیج زد. تا حالا سابقه نداشت. فکر کنم یه نمکدون رو روی لبهاش خالی کردم تا یه خورده ورم و التهابش خوابید. این عکاسی قصه ای شد برامون. چون کلی هم دنبال گیره و تل مویی گشتم که متاسفانه پیدا نشد و قرار شد بچه ها کلاه سرشون بگذارند . نیشخند

 

خداحافظ  بیاعلی(یاعلی)

فال حافظ امروز

گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم

زجام وصل می نوشم زباغ عیش گل چینم

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/۱٢/۱٥ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند