Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

کودکانه- مادرانه - پدرانه

سلام

روز مهندس به همه مهندسین عزیز مخصوصا خاله لیلی، دایی رضا، خاله پسرعماد ، عموهادی و عمو سعید مبارک.

به خاله سمیرا حضوری تبریک گفتیم

 

 شبها قبل از خواب یه داروی بزرگ شدن می خورند (سانستول) که روی اون عکس یه مامان و یه بابا و یه بچه هست و هر شب دیبا و پرند تصمیم می‌گیرند که کدوم رو بخورند. و خیلی هم به این موضوع مقیدند مثلا دیبا یادش هست که دیشب پرند نی نی رو خورده پس امشب باید مامان رو بخوره و خودش هم به همین ترتیب که یکبار دوشب پشت سرهم یکیشون رو نخورند و اینکه در یک شب هردو یکی رو نخورند. کلا این کار یه الگوریتم خیلی پیچیده ای داره . چند شب قبل دیبا خیلی متفکر به من گفت مامان این که تموم شد برای دفعه بعدی یه مدلی برامون بگیر که یکیش مزه نی نی داشته باشهلبخند. یکیش مزه مامان بده خندهو اون یکی مزه بابا باشه قهقههکه ما هر شب یه شیشه خاص رو برداریم و بخوریم. حالا لطفا اگه کسی این ترکیب دارویی رو میشناسه به من خبر بده!!!!!!!!!!!!

دیشب خاله سمیرا اومد و با خودش شادی رو به خونه ما اورد. ٢ تا عروسک هم آورد و بهم گفت که خودت رو برای سوالات بی پایان آماده کن چون عروسکها مذکر هستند. امروز صبح پرند دوان دوان اومد و گفت مامان یه چیزی نشون بدم. گفتم آره. لباس عروسکه رو کشید پایین و گفت این رو ببین مثل فیله. مثل دماغ فیل می مونهخجالتتعجب.

وقتی رسوندمشون مهد داشتم می رفتم شرکت (لازم به توضیح نیست که  طبق معمول دیر شده بود چون ما تازه ساعت ٨ از خونه اومدیم بیرون) که موبایلم به شدت زنگ خورد. خاله زیور بود که می گفت کلاه عروسک دیبا گم شده و توی ماشین رو چک کن چون دیبا خیلی ناراحته اوهدر ضمن این عروسک خیلی بدآموزی داره و من و خاله سحر رو این دخترها دارن از راه به در می کنندابله. ( پشت چراغ قرمز بودم خاله زیور زنگ زد و گفت کلاه پیدا شده و خانواده ای رو از نگرانی نجات دادخنده).

 

خداحافظ بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

وصال او زعمر جاودان به

خداوندا مرا آن ده که آن به

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/۱٢/٥ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند