Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

زورو

سلام

هی یادم میاد که دیبا اون روز روانشناسی به خانم دکتر گفت دوست داره هم زورو باشه و هم بت من. خانم دکتر پرسید فرقشون چیه؟ گفت بت من آدم بدها رو می کشه ولی زورو به آدم خوبها کمک می کنه!!!!!نیشخند

به دیبا گفتم باباجون خیلی قویه . اون سوپرمنه. دیبا گفت نه اصلا هم اینطوری نیست . گفتم چرا؟؟؟؟ گفت آخه سوپر من میتونه بره توی آتیشها ولی این بابای ما که نمی تونه این کار رو بکنه. ( یعنی اون مردی که من باهاش ١۵ سال زندگی می کردم سوپر من نبوده!!!!!!!!اوه خدا رو شکر که دیبا هست منو روشن کنهقهقهه)

دیروز این دوتا هرهر می خندیدند و پرند اومد و گفت مامان مهراد میگه من دامن دارم می خوام دامن بپوشم برم جشنقهقهه و دوتایی هر هر می خندیدند. صبح پرند بیدار که شد گفت من می خوام با باباجون برم حمام و نمیرم مهد. خیلی هم بداخلاق بود هرکاری می کردم راه نمی افتاد. بالاخره دیبا وارد عمل شد و گفت پرند بریم مهد به مهراد بگیم به مامانش بگه که براش روسری هم بگیره که حسابی خندیدند و راه افتادند. بغل

حافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

من ترک عشق شاهد و مستی نمی کنم

صدبار توبه کردم و دیگر نمی کنم

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/۱۱/۱٩ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند