Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

می دوم پس هستم.

سلام

دیروز بعد از ظهر با بچه ها رفتیم یه باشگاه ورزشی. یکی از همکارها هم دختر کوچولوش رو آورده بود.

 

کلی دویدند و بازی کردند و به حدی بهشون خوش گذشت که دیبا از مربیمون پرسید که میتونیم فردا هم بیاییم؟؟؟تشویقکه بهش گفتند که حالا دوباره خبرت می کنیم .جالب بود که دیبا توی عملیات سرد کردن هم با گروه هماهنگ شده بود و با دقت نرمش می کرد. وقتی هم بچه ها توپ رو بد می زدند صدای هرهر خنده شون بلند می شد. پرند هم با هیجان برای باباجون توضیح می داد که با آژانکس رفتیم اونجا بازی کردیم . احتمالا تا وقتی که عذرمون رو بخواهند ما همچنان به همین رویه ادامه می دیم زبان 

داشتم غر می زدم که دیبا هر روز که ظرف غذاتو چک می کنم می بینم غذاتو بر گردوندی. دیبا گفت نه مامان من غذامو بر نمی گردونم (به معنی بالا نمی آورم!!!!) . یک روز پرند صبح صبحونه شو زیاد خورده بود برگردوند!!!!!!!!!!!!!!!!! قهقهه

خداحافظ  بیاعلی (یاعلی)

فال حافظ امروز

حافظ خلوت نشین دوش به میخانه شد

از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/۱٠/۱٦ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند