Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

تاریکی

سلام

برق قطع شده بود. پرند رفته پاک کنی که روشن میشه آورده که خونه رو روشن کنه. بغل

دیشب بهشون گفتم که خونه رو حسابی مرتب کنید که چند روز نیستیم اتفاقی برای وسایلتون نیفته.دروغگو دیبا رفت و گرفت خوابید. ولی پرند همینطور دور خودش می چرخید. باباجون بهش گفت تو امشب خیلی حنا شدی حسابی داری کار می کنی. بغلدیبا گفت نه هنوز خیلی مونده که حنا بشه چون هنوز نرفته شیر گاوها رو بدوشه!!!!!!!!!!تازه بعدش هم که کارها رو کرد باید بیاد و بشینه درس بخونه. قهقهه

باباجون یه چمدان آورده بود که وسایلشون رو جمع کنند. خیلی خوب و مرتب موفق شدند که کل چمدون رو اشغال کنند. بعد گفتم که یه چمدون بزرگتر بهم بده که وسایل خودم هم جا بگیره. جالب بود که با اینکه چمدون بزرگتر داشتم نتونستم به خوبی بچه ها وسایل رو جا بدم خجالتو آخرش رسیدم به مرحله ای که برم روی چمدون بشینم تا درش بسته بشهشیطان. فکر کنم توی مشهد یه دور دیگه باید بدم خود بچه ها وسایل رو دوباره بچینند.ابله

ولایت ما کاری ندارین؟؟؟

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم

زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/۱٠/٢ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند