Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

لباسشويی

سلام

عمو اومده بود خونه ما و لباسهاشو آورده بود که داخل لباسشویی بریزه. خودش تمام کارهاشو انجام داد و من فقط پودر ریختم و روشن کردم. کارش که تمام شد لباسها را داخل کیسه گذاشت و خداحافظی کرد که بره. یک مرتبه برگشت و گفت چرا دیبا  اینجوری به من نگاه می کنه ؟ قیافه دیبا دیدنی بود از چهره اش به شدت نگرانی می ریخت. پرسیدم چی شده مادر ؟ گفت : عمو داره لباسهای بابا را می بره. حالا بیا توضیح بده که نه مامان لباسهای خودش است و دیگر کار به اونجا رسید که تمام لباسها از داخل کیسه در آمد و به روئت دیبا خانم رسید تا رضایت داد که عمو بره. 

خداحافظ بیا علی ( یا علی )

فال حافظ امروز

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/۳/٢٠ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند