Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

قورباغه

سلام

۴ شنبه از مهد با من تماس گرفتند و ۲ تا دخترم را دیپورت کردند. چون هر ۲ تا تب داشتند. منهم سریع با دکترشون تماس گرفتم و دوان دوان رفتم مهد که بچه ها را به دکتر برسونم. وقتی دیبا سوار ماشین شد یک مرتبه شروع کرد به خوندن : قور قور قورباغه - پوست تنش براقه - قورباغه توی باغه - چراغ سبز باغه - تو برکه و تو مرداب - هم تو زمین هم تو آب - چه سبزه و چه لیزه - منهم متعجب که این چی شده . راننده هم بخند بخند راه انداخته بود. یک مرتبه دیدم به آینه کنار راننهد یک قورباغه سبز آویزون شده و دیبا با دیدین اون استعدادش شکوفا شده است. قبلا این ماشین یک میمون روی شیشه پشت داشت. دیبا اولین بار که سوار شد گفت : سلام آقا میمونه . من کلی خجالت کشیدم که چرا دیبا به راننده چنین حرفی زد اما با توضیحاتی که داد متوجه شدم طرف سخنش میمیون عروسکی پشت شیشه بوده .  

خلاصه ما رفتیم دکتر و دکترشون براشون فقط  استامینوفن تجویز کرد و کمی تا قسمتی به خیر گذشت. موقع برگشتن یک ماشین گرفتم اونطرف خیابون بود منهم هر دو تا رو بغل زدم و دویدم سوار شدم. آقاهه گفت : خانم خدا ببخشه . بچه ها تون دو قلو هستند ؟ آخه یک دختر ۲۸ ماهه بلوند با یک دختر ۵/۵ ماهه مشکی چطوری می تونن دو قلو باشند ؟

خداحافظ بیاعلی ( یاعلی )

فال حافظ امروز :

حجاب چهره جان می شود غبار تنم

خوشا دمی که از آن چهره پرده بر فکنم

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸٦/۳/۱٩ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند