Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

حنا

سلام

داشتند کارتون حنا رو تماشا میکردند پرند برگشته میگه حنا میاد توی کلاس ما!!!!!!! (یه همکلاسی به نام حنا دارند ولی اون حنا کجا و این حنا کجا!)

باباجون هر ٣٠ ثانیه یکبار تکرار می کرد دیبا ببین حنا چه دختر زرنگیه. همسن توست و ببین چقدر کار می کنه. دیبا گفت منهم میتونم این کارها رو انجام بدم ولی نمی تونم خودم تنهایی برم روستا. قهقههحالا قراره باباجون دیبا رو ببره روستا بگذاره تا اون بتونه گاوها رو ببره چرا. برای گوسفندا علف بریزه و توی خونه ها کار کنه.  قهقهه

دیبا گفت مامان میشه بیایی با هم بازی کنیم ؟ گفتم به شرط اینکه نشسته باشه. گفت آره نشسته است. ما می خوابیم. بعد غولها میان .ما با بالشت می زنیم توی سرشون. اونها که رفتند دوباره می خوابیم و.... ابله

از دیبا پرسیدم برای تولد پرند کادو چی بگیریم؟ گفت مثل فیلم خروس جنگی یه دوچرخه براش بگیریم فکر کنم خیلی خوشحال بشه بغل

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

 قتل این خسته به شممشیر تو تقدیر نبود

ورنه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/٩/۱۱ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند