Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

شیر دولتی

سلام

چندروزی بود که دیبا به من غر می زد چرا شیرهایی که برامون میگذاری بدمزه است. توی مهد بهمون شیر گوسفتدی میدن خیلی خوشمزه است!!!! باباجون هم هر روز به من می گفت بپرس چه نوع شیری هست که براشون از همونها بگیرم. توی اون چند روز هم من خاله زیور رو تنها گیر نمی آوردم که بپرسم این شیرهای گوسفندی چیه. تا اینکه یک روز دیبا یه قوطی شیر که روش عکس گوسفند بود آورد و گفت مامان این شیرها از دولت میادخنده ( بهش گفته بودند شیر دولتی هست) . توی مهد بهمون میدن و گوسفندی هست. اونجا متوجه شدم که اون شیر رایگان به مهد بچه ها هم رسیده و گوسفندی بودنش هم نه به اون مفهومی که من فکر کرده بودم بلکه به خاطر عکس گوسفند بوده. چه ذوقی داشت دیبا از داشتن اون شیر.در ضمن روی قوطی هم نوشته بود غیرقابل فروش .

باباجون بچه ها رو گرفته بود منهم دیر رسیدم خونه. داشتم توضیح می دادم که چقدر ترافیکه توی خیابون. نکه خونه ما خیلی بزرگه دروغگودروغگودیبا برگشت و گفت مامان به اندازه فرشها ترافیک بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قهقهه

دیبا از پرند پرسید اسمت چیه؟ پرند گفت پرند. پرسید پرند چی ؟ پرند گفت احمدی. بعد پرند از دیبا تو احمدی چی هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (فامیلشون احمدی نیست برای اینکه حس بگیرید موضوع رو نوشتم!!!!!!!!!!!!!)

خداحافظ  بیاعلی (یا علی )

فال حافظ امروز

بشنو این نکته که خود را زغم آزاده کنی

خون خوری گرطلب روزی ننهاده کنی

 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/۸/٢٧ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند