Lilypie Kids Birthday tickersLilypie Kids Birthday tickers

کامیون

سلام

یه کیسه لباس قدیمی بود که دیشب بالاخره موفق شدم سروسامون بهش بدم. دیبا کلی شاکی بود که برام نگهش دار. گفتم به اندازه کافی لباسهای بچگیت رو نگه داشتم. گفت باشه توی اتاقم که برم بالاش و دستم به عروسکهای بالای قفسه برسه. گفتم صندلی بگذار. زد زیر گریه که کاشکی ما یک کامیون داشتیم که باهاش می رفتیم خونه مردم اثاث کشی می کردیم .یا اینکه توی خیابونها زباله ها رو جمع می کردیم. گفتم چرا؟؟ گفت آخه خیلی خوش میگذره!!!!!!!!!!!!!

من متاسفم که نتونستم حتی یه عکس صاف و صوف از این دوتا بندازم.

دیروز خاله زیور اعلام کرد که پرند شاگرد اول کلاسش هست ( البته پرند از همه بچه ها بزرگتره) ١٨ تا کلمه انگلیسی میدونه و نقاشیهاش رو هم دیدم که خیلی خوب رنگ آمیزی کرده بود.

دعای سفره : ورژن پرند ( جهت اطلاع از ورژن دیبا به اینجا مراجعه فرمایید)

بسم ا... رحمان رحین    خداوند بخشنده مهربان رحین

دستامونو می بریم بالا    باهمدیگه می خونیم دعا

دعا به مامان و بابا     دعا به مربیهای مهد

خدا که ما رو دوست داره    دعامونو قبول میشه

آمین  یاربد عالمین 

 

خداحافظ  بیاعلی (یا علی)

فال حافظ امروز

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

به قصد جان من زار ناتوان انداخت 

قندون امروز (حبه قند)        link        ۱۳۸۸/۸/۱۳ - مامان ديبا و پرند

 

بچگیهای دیبا و پرند